پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

قرار بود کاملا فقهی باشد؛ اما کم کم سیاسی هم شد؛ با رویکرد انتقاد از روشهای غیر اخلاقی دسته های سیاسی.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

قشر آسیب پذیر و جشن نیمه شعبان

يكشنبه, ۲ خرداد ۱۳۹۵، ۰۲:۴۶ ب.ظ

در ادبیات سیاسی دهه­ ی پنجاه و شصت، واژه ی « مستضعف» یکی از واژگان کلیدی و پرکاربرد است. این واژه که ریشه ی قرآنی دارد به معنای کسی است که مورد استضعاف ( ناتوانی) قرار گرفته و در برابر واژ ی مستکبر به کار می رود؛ در واژه ی مستضعف نوعی اعتراض نهفته وجود دارد؛ وقتی ستمدیده ای در کار باشد یعنی ستمگری نیز در کارست؛ واژه ی مستضعف مانند یک پیکان عمل می کند که نوکش به سمتی فراتر از خودش قرار گرفته؛ اشاره به قشری دارد که از سوی دیگران به ناتوانی کشیده شده اند( نه اینکه خودشان ذاتاً ناتوان باشند) ؛ در عین حال دارای یک پشت زمینه ی بسیار قوی از امید است؛ زیرا آیه ی « ما مى‌خواهیم بر مستضعفان زمین منّت نهیم و آنان را پیشوایان و وارثان روى زمین قرار دهیم!» را به ذهن متبادر می کند. همچنین معنای ظهور در این ادبیات نه به معنای آنست که امام غائب بیاید و نانی را کف دست ما بگذارد؛ او می آید و تمام مستضعفان فکری و علمی و عقیدتی و اقتصادی و فرهنگی را در راه ستاندن حق خود از مستکبرین ساماندهی می کند؛ در این معنا، مستضعف دارای معنای منفی نیست؛ هر کس استکبار ندارد، مستضعف است و خود امام نیز مستضعف است؛ این جبهه، نیروی بی طرف ندارد...

شوربختانه در این سالها این واژه ی کلیدی را نیز به ابتذال کشاندیم و کم کم از بردن نام چنین اصطلاحی نیز شرممان شد و قشر مستضعف را « قشر آسیب پذیر» خواندیم!!!. معنای صریح این واژه یعنی « کرم از خود درخت است»؛ اگر حقوق مادی و حقوق انسانی مان پایمال می شود، ستمگر و مستکبری وجود ندارد؛ ما قشر آسیب پذیریم! در این فرهنگ، مبارزه مستضعفین با مستکبرین نیز نهایتاً تبدیل می شود به جریان صدقه دادن قشر آسیب ناپذیر به قشر آسیب پذیر؛صدقه و تحقیر و تحمیق و تهدید؛ چه در برابر مستکبران داخلی و چه در برابر مستکبران خارجی. از منابع عظیم باید به « ته قیری» همراه با تحقیر تن دهیم...

 اما یک روز او می آید؛ او رانت نمی خورد؛ دروغ نمی گوید و خوشبختانه سیاستمدار هم نیست؛ حزب و دسته ندارد، ریا کاری ندارد؛ سخندانی اش بیشتر از سخنرانی هایش هست؛ نه باج می دهد و نه تاراج می کند؛ نه تاج بر سر می نهند و نه با تاج بر سران تبانی می کند؛ او می آید و مانند جد بزرگش بر سر ستمکاران فریاد می زند: اموال مردم را از شما پس خواهم گرفت؛ حتی اگر مهریه ی زنانتان شده باشد؛ او می آید و قشر مستضعف را نجات می دهد؛ نه آنکه آنها را قشر آسیب پذیر بخواند و جیبشان را بزند و مقداری از همان پول را به عنوان صدقه به آنان باز گرداند.

 

کسی می آید

کسی که از آسمان توپخانه در شب آتش بازی میآید

 

و سفره را میندازد

 

و نان را قسمت میکند

 

و پپسی را قسمت میکند

 

و باغ ملی را قسمت میکند

 

و شربت سیاه سرفه را قسمت میکند

 

و روز اسم نویسی را قسمت میکند

 

و نمره ی مریضخانه را قسمت میکند

 

و چکمه های لاستیکی را قسمت میکند

 

و سینمای فردین را قسمت میکند...

 

و سهم ما را میدهد

 

من خواب دیده ام ...

(فروغ فرخ زاد)

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۰۲
محمدرضا‍ حمیدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی