پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

قرار بود کاملا فقهی باشد؛ اما کم کم سیاسی هم شد؛ با رویکرد انتقاد از روشهای غیر اخلاقی دسته های سیاسی.

دنبال کنندگان ۲ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

سوت و سوتی در مسابقه ی ناعادلانه

شنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۵۹ ب.ظ

سوت و سوتی در بازی ناعادلانه.

 

حرف اول: برای هر مسابقه ی عادلانه ای دست کم دو شرط وجود دارد؛ شروع از نقطه ی واحد و داشتن شرایط مساوی در امور غیر اکتسابی؛ مثلاً در مسابقه ی شنا نمی شود یک نفر از اول استخر شروع کند و یکی از وسط؛ همچنین باید شرایط غیر اکتسابی نیز مساوی باشد؛ نمی توان تیم بزرگسالان را به مصاف تیم نو نهالان فرستاد. این دو شرط از شرایط ابتدایی و بدیهی هر مسابقه ای هست.

حرف دوم: ما در طول زندگی خود همواره در حال مسابقه دادن با دیگران هستیم؛ اگر در تابلو اعلانات ببینیم در یک درس 14 گرفته ایم، سکته می زنیم؛ اما اگر در ادامه ببینیم همه کمتر از ما گرفته اند، حس خوشایند غرور ما را در در خود خواهد گرفت. اگر یک سمند داشته باشیم و به شهرک بنز نشین ها برویم حس فقر خواهیم داشت و اگر با همان ماشین به محله های خاکی برویم حس خوبی پیدا می کنیم؛ این ها نشان از این دارد که ما مدام به فکر مسابقه با دیگران هستیم؛ کاری به اصل ماجرا نداریم که چهارده نمره خوبی هست یا نه؟ باید در مسابقه از سایرین عقب نیفتیم؛ این حس مسابقه معمولاً به همه ی ابعاد زندگی کشیده می شود؛ امور مالی، امور درسی، امور معنوی و...

اما چرا چنین مسابقه ای عادلانه نیست؟ چون که هیچ یک از شرایط دو گانه ی فوق را ندارد، آدم ها زندگی را از یک نقطه آغاز نمی کنند و شرایط یکسان هم ندارند؛ تفاوت در استعداد ها، تفاوت در شرایط خانوادگی و بومی و کشوری، تفاوت نژادها و... همه موجب می شوند که وارد شدن در مسابقه با دیگران چقدر اشتباه باشد. نمی توان با معیارهایی مثل موفقیت درسی و مالی،گرایش های سیاسی و مذهبی و دینی و... خود را پیش تر از دیگران بدانیم؛ کودکی فقیری که نان حلال در می آورد و آن را با خانواده تقسیم می کند چه بسا بسیار جلو تر از کسانی باشد که کارهای خیر میلیاردی می کنند؛ بهتر است فقط به کارنامه ی خودمان نگاه کنیم و دنیا را دار مسابقه ندانیم.

سوت زدن در چنین مسابقه ای فقط سوتی هست و ناداوری؛ داوری ها باشد برای روز واپسین؛ دقیقه ی 90  و خدای «عادل».

 به قول لسان غیب:

ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود؛ نان حلال شیخ و آب حرام ما...

 

پ.ن: خوشه ای از خرمن درس کلاس اخلاق جناب آقای دکتر کشفی.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۰۸
محمدرضا‍ حمیدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی