پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

قرار بود کاملا فقهی باشد؛ اما کم کم سیاسی هم شد؛ با رویکرد انتقاد از روشهای غیر اخلاقی دسته های سیاسی.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

یک تفریح نسبتاً سالم و کاملاً غیر ضروری

دوشنبه, ۱۰ خرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۵۴ ب.ظ

( چند وقت پیش حرفی را سر کلاسی گفتم که برخی از دانشجویان را کمی ناامید کرد؛ برای جبران مافات، نامه ای به دوستان آن کلاس نوشتم؛ اما مخاطب این نامه می تواند هر دانشجویی باشد؛ پس آن را در وبلاگ هم می گذارم)


با  سلام و احترام؛

یکی از دوستان کلاس مطلبی انتقادی را نوشته اند که ارائه ی توضیحاتی در مورد آن ضروری است؛ انتقاد ایشان از نحوه صحبت من در یکی از جلسات کلاس بود که گفته ام« اگر اینگونه می خواهید بخوانید، درس را رها کنید و به سراغ کار آزاد بروید». خب، البته من هم مثل هر انسان دیگری گاهی تحت تاثیر عواطف و احساسات ناگهانی مثل خشم و ناامیدی قرار می گیرم و طبیعتاً در این مواقع، گفتارم کمی تلخ می شود؛ بعد از مشخص شدن برخی اتفاقات و بعد از دیدن علاقه ای که برخی دوستان به ترک کلاس داشتند، مشخصاً طاقت من هم حدی دارد.

بی تعارف، کلاس شما از نظر من کلاس موفقی بود؛ نمرات اخیر خیلی خوب بود و به هر حال ضعف های ناشی از عدم معرفی کتاب و شیوه تدریس حقیر را شما جبران کردید. اما به طور کلی من از نظر خودم در حال گفتن یک حقیقت محض هستم که شاید تلخ باشد اما بهتر از لالایی خواندن و به خواب شیرین دعوت کردن است. من اطمینان دارم که واقعاً در سالهای بعد همچنان کشور ما با مشکلاتی مثل بیکاری و تورم و مشکلات اجتماعی و اقتصادی درگیر خواهد بود؛ در این شرایط نخستین قربانیان چنین روندی قطعاً قشر تحصیل کرده اند؛ به ویژه در علوم انسانی که متاسفانه در کشور ما خیلی غریب افتاده اند. حال اگر شما قصد پیمودن این راه را دارید باید در قله باشید. باور کنید با معدل 14 و مدرک ارشد دانشگاه ناکجا آبادِ عُلیا و سُفلی نمی توان کار خوبی پیدا کرد؛ مگر با داشتن ملک سلیمان یا پارتی های مربوط به از ما بهتران. البته شاید بشود در شرکتی استخدام شد و یا کارهای خدماتی انجام داد که در جای خود بسیار عزیز و محترمند؛ اما برای انجام چنین کارهایی نیاز به این همه واحد پاس کردن وجود ندارد؛ برای من به شخصه تدریس در مراکز علمی حتی با حقوق پایین بسیار مطلوب تر از کارهای تجاری با حقوق بالاست و مطمئنم خیلی از شما نیز چنین روحیه ای را دارید یا کم کم دارای همین روحیه خواهید شد؛ اصولاً هیچ چیز مثل کتاب و درس اعتیاد آور نیست. برای بدست آوردن کرسی تدریس باید خیلی محکم خواند؛ باید رقبای آزمون کارشناسی ارشد را پشت سر گذاشت؛ باید مقاله نوشت و ده ها کار کوچک و بزرگ دیگر، یکی از بزرگترین حسرت های من اینست که دوران لیسانس را نسبتاً به بطالت گذراندم؛ دوست دارم شما این اشتباه را مرتکب نشوید. من دوستانی دارم که با مدرک ادبیات عرب یا فلسفه یا علوم قرآن یا ادیان و عرفان و... به حمدالله وضع زندگی خوبی دارند؛ اما این دوستانم همواره در میان برترین های کلاس یا رشته ی خود بوده اند؛ از این به بعد هم همین خواهد بود؛ بهترین بودن نه سخت است نه آسان، با تلاش می توان به آن رسید و من در همه ی بچه های کلاس بی استثناء این توانایی را می بینم؛ همه چیز به انگیزه و تلاش شما منوط است؛ یک یا علی می خواهد و دیگر هیچ. در غیر این صورت به نظرم دوان تحصیلی حداکثر یک تفریح نسبتاً سالم اما غیر ضروری بوده است.

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۰۳/۱۰
محمدرضا‍ حمیدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی