پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

قرار بود کاملا فقهی باشد؛ اما کم کم سیاسی هم شد؛ با رویکرد انتقاد از روشهای غیر اخلاقی دسته های سیاسی.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

فجایع معمولی!

يكشنبه, ۲۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۳:۰۴ ب.ظ

امروز روز اول شروع کلاس ها بود؛ صبح خودم را به دانشگاه رساندم و با دانشگاه خالی از سکنه روبرو شدم! گفتم شاید کلاس را اشتباه آمده باشم، به بخش آموزش رفتم و معلوم شد هنوز ورودی های جدید انتخاب واحد نکرده اند. کسی هم به من اطلاع نداده بود. ساعتی را با نوشتن سرگرم شدم و به کلاس دوم رفتم که دیدم آنجا هم کسی نیست. نیم ساعتی منتظر ماندم کسی نیامد. در راه برگشت اتفاقی دو تا از دانشجوها را دیدم. خوشحال شدم و کلاس کوتاهی تشکیل دادیم. مزدشان هم حرفهایی بود که سر کلاس عمومی نمی شود گفت. نه من چندان دل و دماغ گفتن داشتم نه آنها دل و دماغ شنیدن. در همین حین برادرم که چند روز پیش از پایان نامه ی ارشدش دفاع کرده بود تماس گرفت؛ با اینکه با نمره ی 20 پایان نامه را گذرانده همچنان در گیر و دار مزخرفات ویرایشی پایان نامه هست: مدام ایراد پشت ایراد که چرا فونت عنوانش بی نازنین نیست؟ چرا ت هایش گرد است؟ مثل داستان مقاله ها که بیشتر وقت آدم صرف می شود که حاشیه ی بالا و پایینش را درست کند و همه ی دقت داوران هم در همین حواشی صرف می شود. چرا... حیف عمر دانشجوها که در این خزعبلات به هدر می رود. نمی دانم خود شیخ انصاری با این وضعیت آیا می توانست یک مقاله ی اصولی چاپ کند یا نه؟

خسته به طرف خانه راه افتادم. در راه یکی از همسایه ها مرا دید. قبلاً خیال می کرد قاضی دادگستری هستم. امروز سوال پیچم کرد و من گفتم معلم هستم. ناگهان نگاهی حقارت آمیز به من انداخت. خیلی اندوهگین شدم از وضع جامعه ای که معلم و مدرسش شانی کمتر از نیروی دادگستری دارد. بعد هم اصرار پشت اصرار که برو استخدام شو! گفتم در استخدام ها بسته است. گفت برو پیش فلانی سفارشت را بکند تا استخدام شوی و بچه های آقای فلانی هم همه استخدام شده اند. گفتم همین آشنا بازی ها مملکت را به این خاک سیاه نشانده، ترجیح می دهم با همین حقوق سر کنم تا اینکه با پارتی بازی وارد جایی شوم؛ گفت تو آدم خوب و لایقی هستی! گفتم همه خودشان را خوب و لایق می دانند؛ نگاهی عاقل اندر سفیه به من انداخت؛ خداحافظی کردیم...

حالا نشسته ام و به همین فجایع فکر می کنم؛ فجایعی که از بس تکرار شده اند، معمولی به نظر می رسند

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۲۱
محمدرضا‍ حمیدی

نظرات  (۲)

۲۴ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۴۵ دانشجوی فقه
از راه برگشتید کلاس تشکیل دادید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
۲۴ شهریور ۹۵ ، ۱۳:۵۳ محمدرضا‍ حمیدی
بله؛ در یک کلاس نشستیم؛ غیر رسمی. در مورد یک پرسش اصولی بحثی کردیم و تمام. من این کلاس ها را خیلی دوست دارم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی