پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

قرار بود کاملا فقهی باشد؛ اما کم کم سیاسی هم شد؛ با رویکرد انتقاد از روشهای غیر اخلاقی دسته های سیاسی.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

میخ آخر بر تابوت متقاضیان جذب هیات علمی

پنجشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۴۸ ب.ظ

خبر دروغ نبود:

{ رئیس کمیته جذب شورای عالی انقلاب فرهنگی با توجه به اشباع شدن دانشگاه‌های دولتی در جذب هیات علمی، اظهار کرد: «امید این شورا در موضوع جذب هیات علمی در دو سال آینده به دانشگاه آزاد اسلامی خواهد بود تا متخصصان با کیفیت کشور را جذب کند}

این حرف میخ آخر بر تابوت متقاضیان جذب هیات علمی در دانشگاه های دولتی است. آن بیچاره هایی که نه در شمار بورسیه های غیر قانونی جای داشتند و نه پای در راه پارتی های آنچنانی گذاشتند. هشداری بود که سالهاست دانشجو ها با گوشت و خون احساس کردند اما مدعیانی که ادعا دارند در حال خون جگر خوردن به حال جوانان هستند، آن را به تمسخر می گرفتند؛ راست می گفتند؛ خون جگر می خورند همراه با کباب سلطانی...

همان وقت که درب دانشگاه ها را تبدیل به دروازه کردند، التماس کرذیم که نکنید این کار را؛ این همه فارغ التحصیل را می خواهید چه کنید؟ چند نفر در کشور باید فرق قصیده های منوچهری دامغانی با خاقانی را بدانند؟ چند نفر قرار است حقوق بخوانند؟ چند نفر قرار است کتابداری بلد باشند؛ اما کو گوش شنوا؟ دانشجو ها همراه گوشت قربانی بودند؛ قربانی سیاست بازی ها شدند؛ قربانی آن شدند که فلان دولتِ خانه خراب، می خواست کلاس بگذارد که ما چقدر ظرفیت دانشگاه را بالا بردیم؛ قربانی آن شدند که مسئولین، ناکارمدی نهادهای آموزشی و فرهنگی را در زیر نقاب رشد علمی - که حاصل مقالات معلوم الحال و فله ای شدن جذب دانشجو ها هم بود- بپوشانند و امروز با سربلندی اعلان شود دیگر ظرفیت جذب هیات علمی تمام شده است؛

همان موقع ما می دیدیم اساتیدی را که در 4 دانشگاه تدریس می کردند؛ اساتیدی که هم زمان 12 پایان نامه را راهنمایی می کردند و تا روز آخر هم نگاهی به پایان نامه نمی کردند و فقط ... . اگر همین حالا هم قانون می شد که هیچ استادی حق تدریس در بیش از یک دانشگاه ندارد و حق برداشتن بیش از 10 واحد ندارد و حق برداشتن بیش از یک راهنمایی پایان نامه ندارد، برای همه تا 10 سال دیگر هم کار بود. من از هر کسی این دغدغه را دارد صمیمانه می خواهم این مطلب را پخش کند. این داستان نباید پایان تلخ داشته باشد. مگر دانشجوها مسخره ی نهادهایی مثل وزارت علوم و دولت و... هستند؛ اول تشویق کردند و درب دانشگاه ها را باز کردند و حالا می گویند دیگر نیاز به استخدام نداریم. پس بیجا کردید ظرفیت ها را بالا بردید؛ بیجا کردید در هر خراب شده ای چند شعبه دانشگاه زدید.

 من خیلی نگرانی شخصی ندارم، دست فروشی را به علم فروشی و آدم فروشی و استخدام شدن با پول و پارتی ترجیح می دهم؛ اما در حد توانم نمی گذارم این داستان، این گونه تمام شود...

 

 

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی