پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

قرار بود کاملا فقهی باشد؛ اما کم کم سیاسی هم شد؛ با رویکرد انتقاد از روشهای غیر اخلاقی دسته های سیاسی.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

افسردگی ترم بالایی!

پنجشنبه, ۹ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۱۱ ب.ظ

نامه ای که امروز به دوستان دانشجو نوشتم:


افسردگی ترم بالایی

این هفته که یکی دو کلاس با حداقل نفرات ممکن تشکیل شد، یکی از موضوعات مورد علاقه و کمتر پرداخته شده هم مورد بحث قرار گرفت: افسردگی دانشجویی

در واقع داستان از اینجا شروع می شود که قبل از ورود به دانشگاه، تصویر غریب و بیگانه ای از آن ترسیم می شود: محیطی پر از پرفسور های بالفعل و انیشتین های بالقوه  و روشنفکرانِ «هدایت» خوان و نواندیشان «مطهری» دان  و مباحث ماورای کوانتوم با روکشی از وقایع رمانتیک؛ البته که چنین بهشت عدنی، دیواری به بلندای کنکور هم دارد که همانند دیوارهای هلمزدیپ فتح نشدنی می نمایند. البته در عالم واقع چنین نیست؛ خبری از دیوارهای بلند هلمزدیپ نیست؛ کنکور اصلا دیگر دیوار نیست و تبدیل به « چینه­ای کوتاه» یا حتا « پرچینی از خیال» شده است که به راحتی می توان از روی آن پرید! در دانشگاه هم خبری از پرفسور و انیشتین و رومانتیسم نیست: نهایتاً یکی دو تا ریش پرفسوری و مباحث کسالت آور  و اتاق های سرد و روماتیسم پرور! این داستان تقریبا در همه­ی دانشگاه ها تکراری می شود و این می شود که کم کم درس های شب امتحانی می شود و حضور و غیاب ها را باید به زور وعده و وعید به سرانجام رساند؛ دانشجو خسته و استاد درمانده!

شاید برای کم کردن این مشکل لازم باشد ابتدا تصویر قبلی از دانشگاه را به هم ریخت؛ دانشجویان امروز، همان دبیرستانی های دیروز هستند و اساتید امروز همان دانشجویان دیروز و البته که دانشجویان امروز هم همان اساتید فردا هستند؛ کسی از مریخ نمی آید و کسی هم به مریخ نمی­رود! در واقع دوران دانشجویی فقط یک فرصت است: یک نردبام است که امکان صعود را فراهم می کند نه آسانسوری که خواه و ناخواه آدم را به بالا ببرد؛ دانشجویی یک فرصت است برای پسران و دخترانی که فارغ از دغدغه های کار و خدمت و درآمد، فرصتی برای مطالعه پیدا کنند. البته دلخوش کردن به 100 واحد که معمولاً شب امتحانی خوانده می شوند و یک جلسه از سر و تهش هم زده می شود و یکی دو  جلسه هم استاد حال ندارد و یکی دو جلسه هم دانشجو در حال «استند بای» فرورفته، نهایت دلخوشی است!

شاید نشود برای همه­ ی دانشجو ها یک نسخه­ی واحد پیچید اما من به عنوان کسی که این دوران را تقریبا با بطالت و حقیقتا با خسارت گذارنده ام، برخی تجربیاتم را برای کم کردن افسردگی دانشجویی و استفاده ی بهینه از این وقت نایاب، برایتان بیان می کنم:

الف: اگر به فکر ارشد هستید، همین الان هم دیرشده است! وقتی برای کم کاری و بطالت ندارید؛ یک برنامه بریزید و محکم شروع کنید؛ به خودتان انگیزه بدهید{ من وقتی برای ارشد می خواندم، با خودم وعده کرده بودم هر شب که درسها را درست بخوانم و تست ها را بزنم، یک ساعت « آی جی آی» بازی کنم. بعضی ها که شکمو بودند، لای هر 50 صفحه یک لواشک می گذارند تا وقتی که 50 صفحه خواندند، آن را بخورند؛ برخی هم که دچار رفبق ناباب شده بودند، سیگار می گذاشتند! به هر حال متناسب با علاقه­ ی خودتان عمل کنید}

ب: دانشجویان فقه چه بخواهند وارد کارهای حقوقی شوندو چه نخواهند، باید خواندن کتب حقوقی را شروع کنند؛ دانشجویان علوم قرآن نمی توانند از متون دینی و حتا کتابهای ادیان و مذاهب دیگر طفره بروند؛ دانشجویان تربیت معلم نباید از آخرین نظریات آموزشی بی خبر باشند؛ و...

ج: زبان انگلیسی یک سرگرمی فوق العاده و یک ضرورت تحصیلی است. من شخصا همیشه زیر خواندن زبان را کشیدم اما بالاخره کارم گیر افتاد. شدیدا توصیه می کنم با جعبه ی لایتنر که حقیقتا معجزه ای در یادگیری زبان است شروع کنید. بعد از یکی دو هفته، جعبه­ی لایتنر تبدیل به جعبه ی جادو در یادگیری و سرگرمی می­شود. برخی ها حتا سایر درس ها را هم با لایتنر می خوانند؛ البته از کارتهای آماده استفاده نکنید؛ اگر خدا خواست، در یک پست دیگر، استفاده از این جعبه را خواهم نوشت

د: رمان یک سرگرمی نیست، ضرورت است. خواندن 100 رمان برتر دنیا را از دست ندهید؛ بر حسب علاقه ی خودتان شروع کنید و بعد از مدتی تغییر را حس می کنید. حس می کنید دیگر وقتی برای تلف کردن ندارید؛ جنگ و صلح، دنیای قشنگ نو، آتش بدون دود، بی وتن و... اصلا داستان نیستند؛ حاصل یک عمر تحقیقات محققانی است که به صورت داستانی روایت می­شود. اعتیاد به رمان، گیراترین و سالم ترین نوع اعتیاد است.

و حرف آخر اینکه در خمودگی فرو نروید؛ راه غلط رفتن هم بهتر از هیچ راهی را نرفتن است.

به قول حکیم بزرگ رومی:

دوست دارد یار این آشفتگی؛ کوشش بیهوده به از خفتگی!

و حرف آخر هم همان حرف اول است؛ به این امید ننشینید که همه­ ی اساتید تراز اول به دانشکده بیایند یا سرفصل ها را تغییر دهند یا در سلف غذای غنی شده سرو کنند  و...؛ البته تلاش بکنید، اگر شد که چه بهتر، اما اگر نشد، با امکانات فعلی شروع کنید؛ یک یا علی و دیگر هیچ.

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۵/۱۰/۰۹
محمدرضا‍ حمیدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی