پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

قرار بود کاملا فقهی باشد؛ اما کم کم سیاسی هم شد؛ با رویکرد انتقاد از روشهای غیر اخلاقی دسته های سیاسی.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید


نه علاقه، نه سواد  و نه گرایش سیاسی دارم ، اما گاهی حرفی می شنوم که فشارش قابل تحمل نیست. مثلاً آقا زاده ای، موفقیت خود را مرهون « ژن خوب» بداند! که معنای التزامی این حرف این می شود که هر کس در این سرای ویران به جایی نرسیده است، «ژن بد» دارد. آیا باید دلخور بشویم؟

خودم  را نگاه می کنم، در سلسله ی اجدادم هیچ فردی مسئول و وزیر و وکیل نبوده است؛ کشاورزان و دامدارانی بوده اند که نان بازو خورده اند؛ نانی که البته مالکان و خوانین و زورگویان و... هم سهم خودشان را از نان گرفته بودند. آیا باید ناراحت شوم اگر فردی موفقیتش را مرهون ژن خوبش بداند؟

این اندیشه البته سابقه ای به قدر تاریخ جاهلیت دارد؛ آن زمان که مردم می پنداشتند در خون شاهان، فره ایزدی هست و کسی جز ایشان نمی تواند به شاهی برسد و شاه شدنشان را هم مرهون همان فره ایزدی بودند؛ و چه ناصرالدین ها و مظفرالدین ها و شاه سلطان حسین ها و اراذل و اوباش های دیگری که با این فره ایزدی، به شاهی نرسیدند و خون پاکان نریختند و خون ناپاک خود را به نسل های بعد، اتقال ندادند! و حتی کسانی با این پندار که خون پاکان و اولیای دین را در رگ دارند، ادعای های گزاف کردند و جعفر کذاب شدند...

اینجاست که اخوان می گوید:

 

«من یقین دارم که در رگهای من خون رسولی یا امامی نیست.

نیز خون هیچ خان و پادشاهی نیست.

وین ندیم ژنده پیرم دوش با من گفت:

کاندرین بی فخر بودنها گناهی نیست»

 

اما جناب اخوان، اتفاقا در این بی فخر بودن ها گناهی هست! گناهی هست که من نوابغ فراوانی را سراغ دارم که به دلیل همین « بی فخر بودن ها» کارهای پاره وقت به دست گرفته اند و خزعبلات آقا زاده ها را تحمل می کنند!  در این بی فخر بودن ها گناهی هست که مردم کوچه و بازار، گیر یک میلیون وام هستند و آقا زاده ها، میلیاردی وارد می کنند، میلیاردی سوار می شوند، خارج از کشور تحصیل می کنند، و «ژن خوبشان» را به رخ دیگران می کشند.

 

من اگر جای آقازاده ها بودم، به خوشگذرانی هایم ادامه می دادم ولی نمک بر زخم چرکین دل مردم نمی زدم! اگر این دمل سر وا کند، آتشش آقا ها و آقا زاده را با هم خواهند سوزاند...

جاهلیت هرگز تمام نشد؛ فقط فکل و کراوات زد، کت و شلوار پوشید و به جای فره ایزدی، واژه ی « ژن» را به کار برد.

#جاهلیت

https://t.me/tashir

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۰۲
محمدرضا‍ حمیدی

نظرات  (۲)

۰۲ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۳۳ چاره اینجاست
ای بابا
«ای نوزده ساله قرةالعین!/ ای گنده شده به طرفةالعین!/آن روز که هفت ساله بودی/چون خوار به گُل اماله بودی/اکنون که به نوزده رسیدی/دیلاق شدی و قد کشیدی/پس گوش به پندهای من کن/آویزه‌ی گوش خویشتن کن/آنجا که بزرگ بایدت بود،/از نام پدر تورا رسد سود/با زور پدر سپه شکن باش/فارغ ز وصال خویشتن باش/از زیر در آی بی محابا/بالا بنشین به لطف بابا/تا از دَمِ گردنِ کلفتت/بارد شب و روز، پول مفتت...» سعید سلمان پور

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی