پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

قرار بود کاملا فقهی باشد؛ اما کم کم سیاسی هم شد؛ با رویکرد انتقاد از روشهای غیر اخلاقی دسته های سیاسی.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

اسفندی های عاشق و مغرور

شنبه, ۴ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۱۷ ب.ظ



ایامی که آسمان دست و دل باز تر بود، از نیمه های اسفندماه تا اواسط فروردین، می شد روییدن شقایق های وحشی را در گوشه و کنار دید؛ شقایق ها گلهای عجیبی هستند: سرخ یک دست و البته با نقطه ای سیاه در انتهای گلبرگ ها که موجب شده آن را «لاله ی داغدار» بنامند. زود می رویند، چند روزی دل صحرا را خون می کنند و دامن کوه را به آتش می کشند و باز به همان زودی، در گذر باد پرپر می شوند... . رازی هست در این رویش. گلهایی که «گریبان دریده» سر از خاک بیرون می آورند، با داغ زاده می شوند؛ مژده ¬ی بهار می دهند، آبی از جوی و رودخانه نمی نوشند و «خونین کفن» به خاک می افتند... . گفته اند این گلها، آخرِ عاشقی اند. اگر عاشقان در فراق یار گریبان می درند، شقایق ها گریبان دریده از عدم پا به وجود می گذارند و داغ عشق را از همان اول بر سینه دارند؛ شقایق ها خشک نمی شوند؛ در گذر باد، گلبرگ گلبرگ به خاک می افتند... اما در رستاخیز بعد بهار سال دیگر- بار دیگر خونین کفن و داغدار سر از خاک بیرون می آورند... شقایق ها، اسفندی های عاشق و مغرورند که عاشق زاده می شوند و بی که منتی از آب جوی بکشند، در اوج ایستادگی و طراوت، تن به خاک می دهند...

شهید را به آب نمی شویند و کفن نمی کنند، با همان لباس های خودش، فقط بند کفش ها را باز می کنند. چرا؟ چون شهید رسیده است و اولین کار هنگام رسیدن، گشودن بند کفش هاست... . شهید را کفن نمی کنند، چون مقدس تر از لباسی که در آن شهید شده باشی وجود ندارد؛ کسی حق خارج کردن این لباس افتخار را ندارد. شهید را به آب نمی شویند، چون آب، پاک تر از آن خون نیست.

بیهوده نیست که لاله و شقایق را از قدیم نماد شهید می دانسته اند؛ آنکه در میدان جنگ کشته شود، داغی به دل دارد. انسان بدون داغ، نه دست به تیغ می کند و نه جان خودش را دریغ؛ شهید است که خونین کفن به خاک می افتد و بهار را مژده می دهد؛ و پیش از آنکه خزان بر او بگذرد، در بهاری ترین فصل عمرش سر به زمین می گذارد...

اما شهیدان نیز مانند هر گروه دیگری، سرآمدی دارند: لاله ای داغدار؛ گفته اند پیش از تولد، ندای «انا المظلوم» اش را مادرش شنیده بود. و گفته اند که چون با بدنی مجروح و لباس خونین به خاک افتاد، بر بدنش جسارت رفت و لباس هایش به غارت؛ و گفته اند و درست گفته اند- که آبروی عشق را خرید و منت آبِ جوی نکشید و تشنه، سر به دشنه داد. و گفته اند و گاه از شرم نگفته اند که در خاک سپردنش را مشکلی بود؛ شهید را با لباس خویش می باید به خاک سپرد، و او را که لباسی بر تن نبود و به خاک سپارندگانش کفنی نداشتند، گلبرگ گبرگ بخوان تکه تکه- در بوریا گذاشتند... . و گفته اند که در رستاخیز، با همان بدن و شاید با همان بوریای خونین- برانگیخته می شود...

این است که اگر در اسفند و فروردین ماه لاله ای را دیدیم، شگفت نیست که زیر لب زمزمه کنیم: السلام علیک یا اباعبدلله؛ و علی الارواح التی حلّت بفنائک.


https://t.me/tashir

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۰۴
محمدرضا‍ حمیدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی