پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

قرار بود کاملا فقهی باشد؛ اما کم کم سیاسی هم شد؛ با رویکرد انتقاد از روشهای غیر اخلاقی دسته های سیاسی.

دنبال کنندگان ۳ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۶ مطلب در اسفند ۱۳۹۴ ثبت شده است

وکیلی با 35 جفت جوراب تا نخورده

جمعه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۵۵ ب.ظ

امروز یکی از بهترین دوستان دانشگاهم را دیدم؛ نزدیک به 15 سالست با هم رفیق بوده ­ایم. در دوره­ ی ارشد دانشگاهمان از هم جدا شد و البته کمی هم اهدافمان متفاوت بود. دوستم به دنبال وکالت رفت و من به دنبال ادامه­ ی تحصیل و تحصیل حاصل...

امروز هم را در پارک دیدیم؛ خوب است ببینی دوستت وکیل موفقی هست و زندگی خوبی دارد؛ خوب است صدای بچه ­ی دوستت را از پشت تلفن بشنوی که کودکانه می­گوید: بابا! همه­ ی اینها خوب است؛ اما چیزی که خیلی حال مرا خوب کرد این ها نبود. یادم هست که این دوستم در دوره­ ی دانشگاه همیشه از کودکان کار خرید می کرد؛ از پیرزن ها و پیرمردهای دستفروش، از دخترکان فال فروش و... . امروز باز یکی از همانها آمد و بادکنک می فروخت؛ نمی دانستم دوستم بعد از سالها سر و کله زدن در دادگاه­ها و دادسراها و کلنجار رفتن با قوانین خشک و تبصره­های بی معنی، باز هم همان دل دریایی را دارد یا نه؟ داشت و خرید...

نگو پول بادکنک مگر چقدر است؟ اصل ماجرا چیز دیگریست...

بعدش چیزی گفت؛ به نظرم رسید صدای شکستن چیزی به ضخامت عصر سرمایه را شنیدم؛ گفت چند مدت پیش خانمش کمد او را مرتب کرده و 35 جفت جوراب نو در آن پیدا کرده است؛ 35 دل شاد شده؛ 35خنده­ ی معصومانه...

انگار گندالف حکیم بود که در گوشم زمزمه می کرد« همین کارهای کوچک و سرشار از عشق است که جلوی سلطه­ ی تاریکی را می­گیرد»*

دوست خوبم؛ 35 تا دوستت دارم...

پ.ن: چه ربطی به وبلاگ فقه و حقوق داشت؟ یک ربط مختصر: می­شود قانون خواند و وکیل شد و قوانین خشک و بی روح عصر سرمایه را خیلی شاعرانه شکست. همین.

* در دیالوگ گندالف و گالادریل در فیلم هایبت.

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۸ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۵۵
محمدرضا‍ حمیدی

حقوق زن و مرد؛ یک تساوی و هزار و یک اما و اگر...

دوشنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۴، ۱۱:۲۳ ب.ظ

بحث تساوی یا عدم تساوی حقوق زن و مرد از موضوعات مورد علاقه­ ی خیلی هاست؛ از روزنامه نگاران و کاندید های انتخاباتی گرفته تا نو اندیشان و روشن فکران؛ معتقدانی دارد و منتقدانی. معتقدان به تساوی می گویند زن و مرد در انسانیت مساویند و حقوقشان نیز باید مساوی باشدو منتقدان می گویند زن و مرد در انسانیت مساوی اند اما از نظر جسمی و روحی متفاوتند و این تفاوت موجب اختلاف در حقوق می شود؛ معتقدان می گویند این سطح از تفاوت ها اولاً می تواند ذاتی نباشد و در فرض ذاتی بودن نیز موجب اختلاف در حقوق نمی شود و اصلاً شاید علم بتواند این تفاوت ها را برطرف کند و مثلاً مردها باردار شوند و زنان دارای صدای کُلفت و کودک آزار. منتقدان می توانند به برخی آیات و روایات و فتاوی برای اثبات عدم تساوی حقوق زن و مرد استناد کنند و معتقدان به تساوی حقوق با خدشه در برخی از این استدلال ها آنها را مربوط به جوامع آن روزگار می دانند و خلاصه این گفتم و گفتا ها ادامه دارد...

بحث حقوق زن و مرد به هیچ عنوان یک بحث تشریفاتی و فانتزی نیست؛ برای ورود به آن باید اول مفهوم حق و تکلیف و رابطه آن دو با هم و منشاء های ایجاد آن دو و نیز بحث های تاریخی و اجتماعی مربوط به حقوق زنان را شناخت. باید مشخص شود که شهادت یا حضانت و مانند آن آیا یک حق است یا یک تکلیف یا حقی که مستلزم تکلیف هم هست یا تکلیفی که مستلزم حق نیز می شود. صرف اینکه یک نفر قائل به اختلاف حقوق زن و مرد باشد نه نشان دینداری است و نه نشان تحجر و صرف اینکه یک نفر قائل به تساوی در حقوق زن و مرد باشد نه نشان بی دینی است نه معیار روشن فکری. دست کم در مجامع علمی باید اینچنین باشد

گاهی به سرم می زند کاش مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان بیاید و ده دوازده موردی که بین حقوق زن و مرد تفاوت قانونی گذاشته را ماست مالی کند! مبحث ارث و دیه و شهادت و حضانت و طلاق و چند  مورد دیگر. بعضی را با حیل شرعی، بعضی را با قوانین تکمیلی و برخی را با کمک مجمع تشخیص مصلحت نظام و اصلاً بر این بحث چالشی و زخم کهنه، سنگ تمام بگذارد. هرچه باشد سخت تر از حلال کردن بهره ی بانکی و فروش اموال وقفی که نیست؛ اما ته دلم می لرزد و می ترسم که باز قضیه بیخ پیدا کند...

فرض کنیم در همه ی موارد اختلافی به نفع زنان حکم به تساوی کنیم؛ بعداً یک نفر پیدا شود و بگوید چرا مردان حق ازدواج با زنان را دارند اما زنان حق ازدواج با زنان را ندارند؟ این تبعیض است. این را چه کارش کنیم؟ این را هم می شود ماست مالی کرد؟ خیلی بعیدست... . نمی شود دم از تساوی حقوق بزنیم و در مورد چنین چیزهایی بی نظر باشیم.

حالا این مطلب باشد؛ انشاالله در پست های بعدی اندکی در مورد برخی سوء برداشت های از فتاوی فقهی در مورد حقوق زنان صحبت خواهیم داشت...

 

 

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۴ اسفند ۹۴ ، ۲۳:۲۳
محمدرضا‍ حمیدی

چند تبصره پیرامون حقوق حیوانات

سه شنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۴، ۱۰:۵۱ ب.ظ

یک. حیوان آزاری کاری ناپسند  و به اصطلاح متکلمان «عملی قبیح» به شمار می­آید و در گفتار نیک خردمندان و حکیمان به این اصل اشاره رفته است؛ از حکیم نامور و نیک نهاد: فردوسی پاکزاد تا فرزانه­ی یگانه و نام آشنا: ابن سینا.

دو. از آنجا که گزاره­های مورد تایید عُقلا از سوی دین نیز مهر تأیید می­خورند و آنچه را که عقل مذموم بداند از سوی شرع نیز محکوم است، حیوان آزاری را می­توان با احکام شرعی نیز در تضاد دانست؛ همچنانکه اگر فردی روایات و فتاوی فقهی پیرامون لزوم خودداری از حیوان آزاری را گرد آورد، کتابی قطور خواهد بود؛ چنانکه برخی محققان در مقالات خود چنین رویکردی را پیشه کرده­اند.

سه. مواردی وجود دارد که تخصیصاً یا تخصّصاً از گستره­ی حیوان آزاری خارج شده اند؛ مثل  «جواز ذبحِ سریع حیوانات اهلی» و «جواز کشتن حیوانات خطرناک و موذی برای حفظ جان؛ اگر چاره ای دیگر در کار نباشد»؛ اندکند کسانی که حاضرند برای خودداری از حیوان آزاری، قید کباب و مرغ سوخاری را زده و به گیاه خواری روی آورند یا مثلاً اگر در خانه عقربی دیدند، بر طبق قاعده ی «الاسهل فالاسهل»* با او برخورد کنند!

چهار. اگر چه حیوانات شاخ و دم دارند اما حیوان آزاری شاخ و دم ندارد؛ از محصور کردن حیوانات بیچاره در سیرک ها و قفس های تنگ باغ وحش ها تا به جان هم انداختن سگ ها و چاق کردن مصنوعی مرغابی ها برای به دست آوردن کبد چرب و انداختن سیم برق در آب و کشتار یکباره ی همه ی موجودات زنده ی آن حوالی و...

پنچ. هر فعالیتی که به منظور اعتراض به حیوان آزاری و دعوت مردم به حفظ حقوق حیوانات انجام شود، امر به معروف خواهد بود و شایسته ی تقدیر و ستایش است و اگر با انگیزه ی رضای خداوند رئوف نیز همراه باشد، کرداریست صواب و درخورِ ثواب.

شش. مدتی است پخش شدن برخی کلیپ های سگ آزاری، روح و جان کسانی که بهره ای از انسانیت دارند را آزرده کرده است. حتی شاید اگر گرگ های اولیه می دانستند که بعد از اهلی شدنشان، نسل های آینده شان چنین مورد تحقیر و عذاب آدمیان قرار می گیرد، هرگز برای تکه ای نان، گردن به قلاده نمی دادند!

 

 

هفت. کاری ندارم که چرا بسیاری از دوستانی که برای سگ آزاری دست به تجمع می زنند در برابر سایر حیوان آزاری ها  و حتی انسان آزاری ها چندان واکنشی ندارند، اما فکر می کنم در اینجا یک تحریف رخ داده است. این دوستان غالباً برای بیان اعتراض خود، عکسی را از خودشان و سگشان را به اشتراک می گذارند؛ بپسندیم با نپسندیم، اسلام با مؤانست با سگ و سگ بازی موافق نیست و این مسئله تعارضی با «حرام بودن سگ آزاری» ندارد؛ روایت شده است:

 

                 از پیامبر نقل شده که فرمود: «در سفر معراج چون به بهشت می نگریستم زن گنه کاری را دیدم و از حالش پرسیدم گفته شد وی از کنار سگی تشنه برلب چاهی می گذشت او برای سیراب کردن آن حیوان چادر خود را به درون چاه آویخت و چون آب چاه به آن نفوذ کرد با فشردن آن بر دهان سگ آن را سیراب کرد و خدا هم او را با این عمل آمرزید.

 

مردی به نام نجیح می گوید: دیدم امام حسن (ع) دارد غذا می خورد. در این حال سگی آمد و پیش روی آن حضرت ایستاد. امام مجتبی (ع) یک لقمه غذا که می خورد یک لقمه هم به سگ می داد. گفتم یابن رسول الله! اجازه می دهی این سگ را دور کنم؟ فرمود نه! زیرا دوست ندارم که جانداری به من بنگرد که غذا می خورم و من چیزی به او ندهم. بگذار باشد وقتی سیر شد خودش می رود.**

 

هشت. من نمی دانم که چرا سگ نجس است و نمی دانم چرا از هم باشی با سگ منع به عمل آمده است؛ اما این دو حکم نه موجب سگ آزاری می شود و نه مجوز آن است و نه به انگیزه ی  مبارزه با سگ آزاری می توان این احکام را نادیده گرفت.  

 

نه. تبصره های بالا مقدمه ای هستند برای مطلب بعدی؛ پیرامون حقوق حیوانات و بایسته های آن و خلاءهای علمی و عملی که پیرامون آن داریم و معرفی کردن برخی موضوعات مربوط به حقوق حیوانات برای دوستانی که علاقه مندند در این زمینه کار فقهی یا حقوقیِ موردی یا تطبیقی انجام دهند.

ده. خبر خوش برای دوستداران محیط زیست و علاقه مندان به حقوق حیوانات آنکه رئیس محترم قوه ی قضائیه گفته اند از نظرشان شکار حرام است؛ امید دارم که این فتوا با کمک سایر مراجع و همت پژوهشگران و محققان و مقنّنان راه را برای پر کردن خلاءهای قانونی در این زمینه هموار تر کند؛ اگر چه خیلی چشمم آب نمی خورد...

*. قاعده ای بر طبق یکی از مصادیق آن، کارهایی را که ذاتا غیر مجاز اما اضطرارا مجاز شده اند را باید به مراتب انجام داد. مثلاً اگر کسی قصد کشتن دیگری را کند، طرف مقابل باید نخست فرار کند؛ اگر نشد باید طرف مقابل را زخمی کند؛ اگر نشد مصدوم کند و...

** برای دیدن منابع روایات و سایر روایات مربوط  اینجا و اینجا و اینجا را کلیک کنید



۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۸ اسفند ۹۴ ، ۲۲:۵۱
محمدرضا‍ حمیدی

بایسته های دوره ی کارشناسی فقه و مبانی حقوق1

جمعه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۱۷ ق.ظ

یک پرسش مهم که غالباً در ذهن دانشجویان کارشناسی فقه و مبانی حقوق - به ویژه دانشجویان پر انگیزه- شکل می گیرد آنست که در دوره ی کارشناسی به چه توانایی هایی باید دست یافت تا بتوان این دوره را دوره ای موفق دانست. بنای من در این زمینه آنست که پرسش یاد شده را از برخی دوستان و اساتید گرامی بپرسم و جوابشان را در مطالب بعدی ذکر کنم. در عین حال به نحو اجمال به برخی از مواردی که دارای اهمیت هستند اشاره می کنم.

به طور کلی چشم انداز درسی پیش روی دانشجویان را می توان در دو حیطه ی آموزشی و پژوهشی جای داد. مهارت های آموزشی اشاره به آن دسته از توانایی ها دارد که در رابطه با مطالب درسی و اموری است که باید آنها را فراگرفت؛ مثل مباحث فقهی و اصولی. به نحوی که بتوان سوالات مربوطه را در امتحانات و آزمونهای سراسری به درستی پاسخ گفت. مهارت های پژوهشی اشاره به آن دسته از توانایی ها دارد که در خصوص تبدیل سوال به مسئله و دست یابی به یافته ای جدید برای آن مطرح می شوند. ثمره ی چنین تلاشی غالباً خود را در شکل مقاله یا کتاب نشان می دهد. بسیاری از دانشجویان علاقه مند، انگیزه ی زیادی برای کارهای پژوهشی و ارائه ی نظرات جدید دارند؛ در حالیکه انگیزه ی آنان برای مطالعه ی کارهای قبلی کمتر است. این در حالیست که در روش علمی، آموزش بر پژوهش مقدم است و برای ورود به عرصه ی پژوهش و نظریه پردازی می بایست اطلاعات نسبتاً جامع و منسجمی را در اختیار داشت؛ همچنین لازم است که در دست کم در حد دو واحد درسی با روش تحقیق آشنایی پیدا کرد. به نظر من دوره کارشناسی زمان چندان مناسبی برای انجام پژوهش های فقهی و حقوقی نیست. در واقع اگر دانشجوی رشته ی فقه بتواند در حد قابل قبولی بر متون فقهی و اصولی ارائه شده( لمعه دمشقیه و اصول استنباط) تسلط پبدا کند و همچنین کتابهای اصلی ارائه شده در دوره ی کارشناسی حقوق را مطالعه کند، در زمینه ی آموزشی  موفق عمل کرده است. البته دروس عمومی( عربی، زبان و...) نیز اهمیت خاص خود را دارند که انشالله در مورد آنها نیز خواهیم نوشت.  در حیطه ی توانایی های پژوهشی نیز خواندن مقالاتی که دارای پیچیدگی های زیاد نباشند، بسیار مهم بوده و به نحو ناخودآگاه ذهن را برای نوشتن مقاله آماده می کند. شاید بتوان گفت دوران کارشناسی - مگر در موارد بسار استثنایی - زمان به دست به قلم شدن نیست. البته روحیه ی پژوهشگری بسیار ارزشمندست اما این عطش را فعلاً بهترست با نوشیدن از سرچشمه های دیگر فرونشاند؛ تا زمانی که حس کنیم سرچشمه های جدیدی از درونمان جوشیدن گرفته اند...

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۴ اسفند ۹۴ ، ۰۱:۱۷
محمدرضا‍ حمیدی

رشته ی فقه و دورنماهای پیش رو.

پنجشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۴، ۰۳:۱۳ ق.ظ

در مطلب پیشین اندکی پیرامون رشته فقه و مبانی حقوق گفته شد؛ روی صحبت در این مطلب با دوستان دوره کارشناسی است؛ غالب دانشجویان جدید الورود دچار نوعی سردرگمی در خصوص برنامه ها و اهداف خود در این رشته هستند؛ قرار است چه گره ای از کار فروبسته ی دنیا بگشاییم یا بناست چه گره ای بر این فرش پر نقش و نگار بیفزاییم؟ پاسخ به این پرسش هم برای خودمان و هم برای کسانی که کنجکاوانه آن را از ما می پرسند دارای اهمیت است. از سویی دورنمای نیمه سایه - نیمه روشنی از کار خود پیش چشم داریم؛ امکان دارد کسی دغدغه این را داشته باشد که مثلاً چرا در جامعه ی امروزی خودمان، در برخی موارد، تناسب میان جرم و مجازات وجود ندارد؟ فلسفه مجازات ها در فقه اسلامی چیست؟ آیا مجازات ها اموری ثابت هستند یا تغییر پذیر؟ و دهها پرسش دیگر؛ همچنان که این پرسش ها می تواند در زمینه فقه مدنی( مانند معاملات و احکام خانواده و...) یا فقه عبادی( فلسفه ی عبادات، امکان تعمیم موارد جدید در عبادات و... و یا فقه حکومتی( رابطه ی مردم و حاکم، رابطه ی ولایت فقیه و مردمسالاری، موضع گیری حکومت اسلامی در برابر سایر حکومت ها و...) مطرح شوند. در یک نمای کلی، قرار است دانشجویان فقه به طور قابل قبولی تسلط نسبی و توان نظریه پردازی در یکی از این شاخه ها را به دست آورند. البته تردیدی نیست که بسیاری از مردم جامعه در مورد مسائل فوق نظر داشته و بلکه مبتلا به بیماری «خود کارشناس پنداری» در آنها هستند. اما ما باید توان و تخصص بحث علمی در این زمینه ها را پیدا کنیم. تفاوت بحث علمی و غیر علمی را می توان در بسیاری از زمینه ها به راحتی احساس کرد؛ شاید همه ی مردم معتقد باشند که ارزانی همیشه بهتر از گرانی است؛ اما یک متخصص اقتصاد نمی تواند چنین حرفی  را به راحتی بپذیرد؛ تعریف او از قیمت، کالا، خدمات، تورم و... متفاوت با آن چیزی است که در مباحث عادی گفته می شود. یک اقتصاد دان - حتی اگر در مورد امور عادی صحبت کند- از موضع علمی صحبت می کند؛ برای حرف خود دلایل قابل قبول و استنادهای آماری و دقیق دارد؛ نظریات رقیب را می شناسد و می تواند میان آنها داوری کند.

ممکن است فردی همه ی احکام فقهی متداول را بداند و بتواند آن ها را بیان و تبیین نسبی کند؛ اما این مسئله با تحلیلِ فقهی تفاوت دارد؛ ما همه می توانیم به زبان مادری خود صحبت کنیم؛ اما تحلیل ساختار ها و کارکردهای زبان مادریمان را تنها یک زبان شناس می داند. میان کسی که «می داند» زکات به هشت چیز تعلق می گیرد و آنکه « می فهمد» زکات به هشت چیز تعلق می گیرد خیلی تفاوت وجود دارد؛ نفر دوم باید بتواند تبیین کند که آیا چنین حکمی یک حکم موقت است یا همیشگی؟ آیا در فلان کشور که تنها محصولش برنج است باز هم زکات به گندم تعلق می گیرد؟ اگر آری چرا و اگر نه چرا؟ آیا پرداخت زکات یک حکم دینی ثابت است یا یک اختیار حکومتی و در دست حاکم؟ در این میان می توان پا را بسیار فراتر گذاشت و پرسش های بنیادین مطرح کرد؛ آیا اصولاً اسلام دارای یک نظام اقتصادی مستقل است یا خیر؟ اگر نیست، کدام یک از نظام های اقتصادی را می توان در جامعه اسلامی پذیرفت و مبنای عمل قرار داد و اگر هست، ماهیت این نظام چیست؟ گرایش این نظام اقتصادی اولاً  بر تولید ثروت است و سپس تلاش برای توزیع عادلانه یا اصولاً عدالت روحِ حاکم بر تولید دانسته می شود؟ و...

سوالات و مسائل بی شماری است که همچنان در عرصه ی فقه اسلامی نیاز به اندیشیدن و پاسخ گفتن دارند؛ در فقه عبادی، فقه قضایی، فقه مدنی، فقه جزایی، فقه حکومتی، فلسفه و اصول فقه و... با انبوهی از سوالات مهم روبرو هستیم که عمر هر یک از ما نهایتاً کفاف تحلیل یکی از این مسائل را خواهد داشت. پاسخ گویی به این سوالات نه با پاسخ های کلیشه ای  و کلی امکان پذیرست و نه با ژست های روشنفکرانه. مسلما انتظار آن نیست که دانشجویان فقه در سال های اول تحصیل وارد پاسخ گویی به این سوالات شوند؛ اما باید آمادگی و توانایی ورود به این مباحث را پیدا کرد؛ چگونه؟ باشد برای بعد...

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۶ اسفند ۹۴ ، ۰۳:۱۳
محمدرضا‍ حمیدی

رشته فقه و مبانی حقوق(1)

شنبه, ۱ اسفند ۱۳۹۴، ۰۷:۴۶ ق.ظ

فقه و مبانی حقوق اسلامی یکی از گرایش‌های رشته الهیات و معارف اسلامی در سه مقطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا است که مباحث، مسائل و دیدگاه‌های حقوقی دانش فقه را از منظر دانش حقوق و هم چنین بالعکس مباحث، مسائل و دیدگاه‌های دانش حقوق را از منظر دانش فقه بررسی می‌کند و از نظر فرصت‌های شغلی با رشته حقوق برابر است. فارغ التحصیلان می‌توانند در مشاغل قضاوت، وکالت، سردفتری دفتراسناد رسمی، دفاتر طلاق و ازدواج و مشاوره حقوقی و حتی به عنوان استاد دانشگاه مشغول به کار شوند. با اینکه ممکن است دانش آموختگان این رشته از نظر حقوق موضوعه در معدودی از عناوین ضعیف تر از دانشجویان حقوق به نظر برسند ولی به دلیل گذراندن ۱۵ واحد اصول فقه و دروسی مانند منطق و فلسفه و ... در تحلیل و استنباط احکام و قوانین از دانشجویان حقوق بسیار تواناتر هستند.{ ویکی پدیا}.

مطلب بالا برگرفته از دانشنامه­ی عمومی ویکی پدیاست و می تواند به طور اجمالی معرفی نسبتاً صحیحی از رشته فقه و مبانی حقوق به دست بدهد. پرسشی که همواره برای علاقه مندان و حتی دانشجویان و گاه فارغ­التحصیلان این رشته به ذهن می آید آنست که تفاوت ­ها، مزیت ­ها و کاستی های این رشته نسبت به رشته ی حقوق چیست و از سوی دیگر تحصیل در این رشته چه تفاوتی با گذراندن دروس حوزوی دارد؟ این پرسش دو سویه را می توان از منظری دیگر نیز نگریست: غالب دانشجویان رشته فقه و مبانی حقوق یا از علاقه مندان رشته ی حقوق هستند که به دلایلی موفق به انتخاب این رشته نشده و همچنان سودای آن را در سر دارند و یا از دوستداران علوم الهیات و معارف اسلامی بوده که گرایش فقه و مبانی را به دلایلی بیش از سایر گرایش ها پسندیده اند. آنچه در این بین معمولاً مغفول می ماند، خود گرایش فقه و مبانی حقوق است؛ چنانکه گویی این رشته مانند طفل دورگه ای است که نژاد او را یا باید تساهلاً به پدر یا تسامحاً به مادر منتسب دانست و در هر حال هویتی مستقل برای او قائل نبود. این نگاه ناشی از خطایی در عرصه ی تحلیل علوم بین رشته ای است که خود مجال و مقال دیگری می طلبد.

در مباحث آینده انشا الله به تفصیل در مورد مسائل بالا صحبت خواهد شد اما آنچه که فعلاً می توان به آن اشاره داشت آنست که رشته فقه و مبانی حقوق و رشته حقوق هیچ یک قرار نیست جای را بر دیگری تنگ و نان دیگری را سنگ کند؛ دانشجویان حقوق بی نیاز از خوانش متون فقهی نیستند و عالمان حقوق معاصر - نظیر دکتر امامی و دکتر کاتوزیان- تسلطی در خور بر کتب و منابع فقهی داشته اند. دانشجویان فقه و مبانی حقوق نیز بی نیاز از یادگیری قوانین موضوعه نبوده و دست کم در حد اجمال باید با مواد قانونی آشنا باشند؛ با نگاه به رشته ی تحصیلی نمی توان میان دانشجویان فقه و دانشجویان حقوق، قضاوتی صحیح ارائه داد. چه بسا دانشجویان حقوق که در تحلیل متون فقهی از برخی دانشجویان فقه سرآمدند و چه بسا دانشجویان فقه که در  شناخت و تبیین مواد قانونی و نظریات حقوقی از دوستان رشته حقوق پیشی گرفته اند؛ اما وظیفه و کار اصلی دانشجویان این دو رشته با یکدیگر تفاوت دارد؛ فقه یکی( با تاکید بر یک) از منابع حقوق است و به علاوه هر مبحث فقهی لزوماً دارای ثمره ی حقوقی نیست. همچنین نمی توان رشته ی فقه را همان مباحث حوزوی دانست. نه در محتوا و نه در هدف. دانشجوی فقه قرار نیست لزوماً به مقام اجتهاد برسد؛ خطیبی بلیغ شود یا شبهات دینی و سوالات شرعی مردم را پاسخ گوید. در این مورد نیز به تفصیل بحث خواهیم داشت.

اگر حمل بر تعصب نشود، باید بگویم بسیاری از  دوستان مستعدم که با سودای رشته ی حقوق وارد رشته ی فقه و مبانی شدند، بعد از چند ترم به نحو عجیبی علاقه مند به رشته ی خود شده و هدف اولی خود را به بوته ی فراموشی سپردند و آنان که پای در عرصه حقوق گذاشتند، هیچگاه تاثیر مطالب فقهی را در درک بهتر مسائل حقوق به دید انکار ننگریستند.

 

بهر نان شخصی سوی نانوا دوید --- داد جان چون حسن نانوا را بدید!

مولانا.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ اسفند ۹۴ ، ۰۷:۴۶
محمدرضا‍ حمیدی