پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

قرار بود کاملا فقهی باشد؛ اما کم کم سیاسی هم شد؛ با رویکرد انتقاد از روشهای غیر اخلاقی دسته های سیاسی.

۱۲ مطلب در مهر ۱۳۹۵ ثبت شده است

خدا کند برسد!!

سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۸:۱۲ ب.ظ

چند سال پیش که وزارت علوم به نحو فله ای شروع به جذب دانشجو کرد، خیلی ها می دانستند عاقبت این ندانم کاری چه خواهد بود؛ عده ی زیادی از جوانان عمرشان هدر رفت، عده ای درسخوان نبودند و بر اثر تبلیغات نادرست وارد دانشگاه شدند؛ عده ای هم که درسخوان بودند، در انبوه دانشجویان دیگر، حقشان ضایع شد. آن روزها می گفتیم آیا روزی مسئولان به نادرستی این نظر می رسند؟ رسیدند اما بعد از 10 سال...

سالهاست که دانشمندان کشور صدایشان بلند شده بود که شما را به خدا! برای یک کیلو هندوانه این همه آبهای زیر زمینی را به هدر ندهید؛ قرار نیست در همه چیز خودکفا باشیم. کشاورزان اغلب نمی دانستند کارشان به کجا می کشد. هر جا ممکن بود چاهی زدند و کشت کردند و محصولاتشان را به قیمت پایین فروختند و دلالها سودش را بردند و سیاستمدارها کلاسش را گذاشتند که خودنما { می بخشید خودکفا} شدیم و سرانجام ما ماندیم و زمین هایی که دارد هر روز نشست می کنند و روستاهایی که متروکه می شوند و آبهایی که در کمیت و کیفیت افت می کنند. وزیر سابق کشاورزی هم گفته اند دیگر برای نجات کشور از بحران آب، دیر شده است! باز مسئولان به حرف حساب دلسوزان رسیدند و ما ماندیم و چاهی که اگر چه برای ما آب ندارد، اما برای آنها نان داشت...

می گویند روزی اتوبوسی در یک سراشیب خطرناک می رفت و یک نفر پشت سر اتوبوس می دوید و داد و هوار می کرد؛ یکی از مسافران گفت: آقا ! ندو! نمی رسی! مرد گفت: دعا کنید برسم؛ من راننده ی اتوبوسم...

حالا ظاهرا باید بنشینیم و دعا کنیم راننده ها برسند...

 

پ.ن: امشب یکی از آشنا ها امشب تماس گرفت و گفت به بچه هاشان نامه داده اند که اگر کد سامانه سرشماری را به مدرسه نبرند، کارنامه شان را تحویل نخواهند داد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

لابد فردا هم می خواهیم کلاس بگذارند که مردم در مشارکت در سرشماری رکورد گینس را زدند و صد البته که این نتیجه را به پای رضایتمندی آنان از عملکر ددولت  هم بگذارند. دعا کنیم روزی مسئولان به این نتیجه برسند که با مغلطه کاری، حقایق تغییر نخواهند کرد...

 

 

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ مهر ۹۵ ، ۲۰:۱۲
محمدرضا‍ حمیدی

قربانی شدن سیدالشهدا در صدا و سیما

پنجشنبه, ۲۲ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۲۸ ق.ظ

دیگر تصمیم نداشتم در مورد بدزبانی های برخی اقشار مذهبی چیزی بگویم؛ اما حرف جدید یک مداح محترم که تلویحا امام حسین(ع) را هم دشنام دهنده معرفی کردند، باز منشاء این نوشته شد. شگفتا از علمایی که ناروا بودن چنین سخنانی را در می یابند اما در برابر آن زبان مصلحت به کام می گیرند. آنچه از امام حسین در مورد ابن زیاد نقل شده، صراحتی در دشنام ندارد؛ ابن زیاد در زمان معاویه پذیرفت که فرزند ابوسفیان است؛ جلسه ای تشکیل شد و برخی افراد گواهی دادند که ابوسفیان با سمیه رابطه داشته و جمله ی شنیعی از ابوسفیان در وصف سمیه گفته شد که حتی تاریخنگاران نیز آن را صراحتاً نقل نکرده اند؛ ابن زیاد این ننگ را تحمل کرد تا به خاندان بنی امیه منسوب شود. امام نیز او را «دعی» خواند؛ یعنی کسیکه به غیر از پدر خودش منسوب شده است. این قضیه چه ارتباطی با دشنام دادن دارد؟ به علاوه، این دوستان محترم از کجا خود را دارای چنان مقامی می دانند که هر کاری که امام کرده را برای خود نیز روا می دانند؟ نقل است که حضرت امیر(ع) بر فراز منبر فرمود هر کسی می خواهد از من سوال کند تا بگویم فرزند پدر خودش هست یا نه؛ آیا ما حق داریم چنین ادعایی بکنیم؟ چگونه هست اگر من که ته صدایی هم ندارم ادعای مداحی کنم، هیچ مداحی مرا نمی پذیرد اما این دوستان که اطلاعی در مورد چگونگی جمع روایات متناقض و علم رجال و روایت شناسی ندارند، به راحتی چنین نسبتی به امام می دهند و پای چوبین در کفش محدثین می کنند؟ من اطلاع دارم افرادی که محققانه و متخصصانه پای در این وادی گذاشته اند، تمامی روایات دال بر دشنام دهی را از نظر دلالت یا سند مورد مناقشه می دانند و در برابر آن، دهها روایات دال بر حرمت بدزبانی را ارائه می دهند

نقل است که پادشاهی در ایران عاشق دختر خود شد و با او نکاح کرد؛ وقتی که شورش مردم را بر این بدعت دید، استدلال کرد که فرزندان آدم نیز با خواهران خود نکاح کردند و با این مغلطه، هم خود را رهاند، هم فرزندان آدم را متهم کرد و هم بدعتی فراگیر را در دین باستانی ایرانیان فرانهاد.

برادر عزیز! شما فحشت را بده؛ چرا امام حسین را بدنام می کنی و چرا بدعت در جامعه می گذاری؟

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ مهر ۹۵ ، ۱۱:۲۸
محمدرضا‍ حمیدی

آتش فشان ها و آتش نشان ها

چهارشنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۵، ۰۲:۱۴ ق.ظ

خبر تلخ شهادت یک آتش نشان جوان را که برای نجات جان یکی از تبعه های کشور افغانستان وارد چاه شده و بر اثر ریزش چاه، جان خود را از دست داده بود،  همه شنیدیم. چقدر فرقست بین کسانی که با توهین های زبانی یا بدنی و تحقیرهای کلامی و... تخم کینه را میان دو ملت می کارند و کسانی که با چنین اقدامات ارزشمندی، دایره ی فداکاری را از مرزهای جغرافیایی بیرون برده و به مرزهای نامتناهی اخلاق انسانی می رسانند. چقدر فرقست میان بازیگر مستی که با کارگری افغانی تصادف کرده و او را می کشد و ژست طلبکارانه هم می گیرد و میان فردی که فروتنانه خطری بزرگ را برای نجات جان یک غیر هم وطن به جان می خرد. یکی هیزم بر آتش فتنه ی میان دو کشور می گذارد و یکی آب بر این آتش می افشاند. جدال آتش فشان ها و آتش نشان ها...

شهید عزیز؛ «مهدی حاجی پور»! فداکاری ات را صمیمانه  ارج می نهمیم

 

پ.ن:

اگر چه رویکرد غالبی این وبلاگ انتقاد از جریانات است، اما چنین رویدادی را بدون ستودن نمی توان رها کرد.

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ مهر ۹۵ ، ۰۲:۱۴
محمدرضا‍ حمیدی

زخم های پیکر حسین

سه شنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۵، ۰۳:۲۱ ب.ظ



گفت زینبا! چگونه قامت رشید تو

مثل بید شد؟

گیسوان مثل شب سیاه ِ تو

از چه رو سپید شد؟

--

قطره های آب!

تابش شدید آفتاب!

ضجه های کودکان چشم بر سراب!

گریه های خشک و جان گداز کودک رباب!

نه!

زخم های پیکر حسین را

«مو به مو حساب کن»


پ.ن: با الهام و تضمین از قیصر امین پور .

نقاشی ها: حسن روح الامین.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۵ ، ۱۵:۲۱
محمدرضا‍ حمیدی

گفتمان موشکی و بحران آب و زرشک!

يكشنبه, ۱۸ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۱۵ ب.ظ

خبر خارجی:

حوادث دیروز یمن نشان داد اگر چه این عصر می تواند عصر گفتمان ها باشد، اما همچنان حق را به گفتمانی می دهند که از لانچرهای موشکی بیان شود. خیلی سخت است که ببینی یک کشور صرفاً به دلیل داشتن پول فراوان، همه جنایتی می تواند انجام دهد و کسی جلودارش نیست.

 

خبر داخلی:

منابع جهانی اعلام کرده اند که آب ایران در هفت سال آینده کاملاً بحرانی در ادامه به طور کامل تمام خواهد شد. خب همه باید فکر کنیم اگر فقط یک درصد آب آشامیدنی در کشور باقی بماند به چه کسانی می رسد؟ قطعاً به من و شما نمی رسد؛ همانطور که حقوق نجومی و املاک شهرداری و بورسیه های غیر قانونی و و پست های کلیدی و... به ما نرسید. خودمان باید فکری کنیم؛ کاش دست کم به قدر واکنش هایی به بازی ایران و کره داده می شود، به این قضیه واکنش نشان داده شده بود؛ کاش دست کم به قدر کشته شدن یک سیاه پوست در آمریکا، این قضیه مورد توجه قرار می گرفت. به نظرم در این مورد سکوت هیچ کسی جایز نیست؛ حل این بحران را باید به یک درخواست عمومی جدی تبدیل کرد.

 

تحلیل نهایی:

امکان محکومیت عربستان و جدی گرفته شدن بحران آب در ایران تقریبا به یک اندازه است: زرشک...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مهر ۹۵ ، ۲۲:۱۵
محمدرضا‍ حمیدی

تمسخر ظریف؛ تمسخری سخیف

شنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۵، ۰۳:۰۳ ب.ظ

تصور کنید یک سایت اصلاحطلب، عکسی از فردی  اصولگرا را در حین گریه بر سید الشهدا نمایش می داد  و آن را به جایزه ­ی صلح نوبل مرتبط می کرد؛ چه ها می ­شد؟ انصار حزب الله اعلام عزای عمومی کرده و آن را در ادامه­ ی حوادث عاشورای 88 قلمداد می کردند؛ روزنامه ­ی کیهان با دلایل محکمی ثابت می کرد که مسئول آن سایت با رئیس موساد رابطه­ داشته است. اعلام می شد که هتک حرمت عزاداری سالار شهیدان روی داده است و...

حالا اتفاق برعکس بوده و یک کانال اصول گرا عکسی از دکتر ظریف را در حین گریه بر سالار شهیدان پخش کرده و ذیل آن متلکی به وزیر محترم خارجه پرانده است؛ هیچ آبی از آب نمی جنبد. هیچ هتک حرمتی رخ نداده و دوستان اصولگرا همچنان مشغول محکوم کردن مسابقه ی فوتبال هستند.

همچنان معتقدم پیدا کردن جریان حق در کشور خیلی مشکل است اما جریانات باطل را از همین رویکرد ها می توان شناخت...

فارغ از خوب و بد برجام، فارغ از خوب و بد دولت روحانی و فارغ از همه چیز، آقای دکتر ظریف! خدا را شکر که تصویر گریه ات مربوط به عزای سالار شهیدان است و چقدر ذلیلند کسانی که برای تمسخرت، عکس دیگری پیدا نکردند...

پ.ن: من نه اصولگرا هستم و نه اصلاحطلب؛ در هر دو جریان، دنبال کمی اخلاق و مردانگی می گردم و هر چه بیشتر می گردم، کمتر می یابم...

پ.ن2: البته همچنان به برخی مواد برجام و نحوه ی مذاکرات، انتقاد جدی دارم؛ اما توهین و بهتان پراکنی، در هر حال کار غیر اخلاقی است

 

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ مهر ۹۵ ، ۱۵:۰۳
محمدرضا‍ حمیدی

جادوگر کافر!

جمعه, ۱۶ مهر ۱۳۹۵، ۰۲:۰۲ ب.ظ

طبق قواعد فقهی، اگر مسلمانی جادوگری کند کشته می شود اما کافر اگر جادو گری کند کشته نمی شود؛ در تعلیل این حکم گفته شده که جادوگری کافر، بزرگتر از کفرش نیست{ نیست بالاتر از سیاهی رنگ}.

من از ابتدای کار این وبلاگ سعی کرده ام در انتقاد دلسوزانه از کسانی که داعیه ی دین داری و انقلابی بودن دارند بکوشم و نقاطی را که به نظر می رسد ایراد دارد بیان کنم؛ یالثارات، آقای عباسی، آقای محمود ارضی،  آیت الله یزدی و... . به ویژه تاکید بر « بدزبانی ها» و « دشنام گویی ها» بوده است. به نظرم مداح امام حسین باید این قدر برای نظر خودش دلیل خردپذیر داشته باشد که مجبور نشود نظرات مخالف را با نان حرام خوری ارتباط بدهد؛ و آقای عباسی نباید به روش چاله میدانی تهدید کند که از این به بعد فحش می دهد و... . به نظرم می رسد یکی از نقاط برجسته ی آسیب شناسی جریان انقلابی، همین بدگویی هاست. اگر این آسیب جدی گرفته نشود، کل دلایل خردمندانه کنار می رود و دینداران و انقلاب دوستان به عنوان افراد بددهان شناخته می شوند از کسانی که اصلاً امام حسین را قبول ندارند یا دین را افیون می دانند یا دینداران را متهم به خرافی گری می کنند و ... انتقادی نمی کنم؛ کار آنها از انتقادات سطحی گذشته و در بنیان های فکری شان ایراد وجود دارد.

این طور نمی شود که افرادی که تریبونی در دست دارند، به جای مطالعه و بحث و جدال علمی، کار را به دشنام گویی بکشند و آبروی دینداران و انقلاب دوستان را ببرند؛ اگر حرفی منطقی دارند، یاعلی؛ و اگر ندارند، یا علی!

یا علی!

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۵ ، ۱۴:۰۲
محمدرضا‍ حمیدی

شش ماهه ی حسین{شعر}

جمعه, ۱۶ مهر ۱۳۹۵، ۱۰:۳۲ ق.ظ

فدایت  اصغرم     برخیز     دیگر                        زمان   رفتنت     گویا      رسیده

گمانم  در   نگاهت  التماسی   است                    چه می خواهی تواز من، نور دیده ؟

 


گلویت    را     بینم ،     تشنه       هستی ؟           بمیرم  من        تو را   پرپر نبینم

دلم   آتش     گرفت    از    شرم    لبهات            ببین       مثل      لبا نت     آتشینم


 

چه می خواهی تو از من ؟ جرعه ای آب ؟             ولی نه... برق چشمانت عجیب است.     

تو     در   اندیشه ی       جنگید نستی                گمانم  دیده ای   بابا   غریب    است.


   

علی  حالا  که     می خواهی     بجنگی                بیا    بردار   تیغ   و   خنجرت   را.     

اگر      بازوی       جنگیدن       نداری                سپر  باید کنی  پس     حنجرت   را

 

امید    آخرین !      حالا      تو      باید                برای      یاری      بابا      بکوشی.    

علی   ای  شیر شش ماهه   !     دلاور!                  به جای شیر     باید  خون    بنوشی.

   

بیا   حالا   که    می خواهی      بجنگی                بپوشم   قامت        مردانه ات     را.      

گمانم  این  زره   اندازه ات        نیست               بیا محکم  کنم      قنداقه ات   را

 

علی!  بابا  به دنبال تو آمد   برو دیگر خداوندت نگهدار

ولی بگذار حالا وقت رفتن   گلویت را ببوسم آخرین بار...

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مهر ۹۵ ، ۱۰:۳۲
محمدرضا‍ حمیدی

{موضوع هم زمانی مسابقه ی فوتبال و تاسوعای حسینی خیلی ها را به اظهار نظر کشاند؛ آیت الله یزدی این قضیه را تقبیح کرد؛ دکتر مطهری سخن آیت الله یزدی را با مواضع کاتولیک های قرون وسطی قابل قیاس دانست و آقای محمود ارضی هم موافقان این قضیه را متهم به حرام خوری نمود؛ من در این بین قضاوتی نمی کنم، اما فکر می کنم توجه به چند نکته در این مورد می تواند راهگشا باشد{
حرف نخست: در اینکه حفظ حرمت سالار شهیدان در هر حالی واجب و لازم است تردیدی وجود ندارد؛ اصلا با کسی که منکر این قضیه باشد، حرفی نیست.
حرف دوم: در اینکه مصادیق بی حرمتی به سالار شهیدان چه چیزهایی می تواند باشد، البته اختلاف نظر طبیعی است؛ امکان دارد مثلاً عده ای خواندن صیغه ی عقد و یا رفتن به مسافرت تفریحی را هم مصداق بی حرمتی بدانند و عده ای ندانند.

حرف سوم: خیلی از کسانی که برگزاری چنین مسابقه ای را منع نمی کنند، آن را مصداق بی حرمتی نمی دانند؛ البته من واقعاً به شخصه عادت کرده ام که هر روز بشنوم یکی به دیگری تهمت دیوثی یا حرام زادگی یا حرام خوری بدهد؛ تا بوده همین بوده و تا هست، همین هست{ متاسفانه}. اما در کل جواب حرف را نمی توان با فحش و تهدید داد.
حرف چهارم: کاش همانقدر که دغدغه ی برگزاری فوتبال، رگ گردن عده ای را متورم می کند، دغدغه ی کودکان بی مدرسه و مردان و زنان کارتون خواب و...{ این جمله را کامل نمی کنم} . به طور کلی کاش؛ فقط ای کاش...

  حرف پنجم: به نظرم اگر اعلام شده بود مسابقه ی فوتبال در شب تاسوعاست و از مردم خواسته می شد شأن این ایام را نگهدارند، خیلی بهتر نتیجه می داد؛ خیلی بهتر!


حرف آخر: با همه ی این حرفها، همچنان ورزش قهرمانی را از مصادیق خزعبلات کشور و دنیا میدانم؛ کاش این پول ها خرج خیلی چیزهای دیگر می شد؛ نوابغ این کشور آرزو دارند با شق القمر علمی، کاری کنند که خدمت سربازی شان را در یک دوره ی تحقیقی سر کنند و آقایان فوتبالیست، حتی زیر بار این نمی روند که دوران خدمتشان را در یک تیم نظامی فوتبال بازی کنند؛ کاش جمع می شد این بنای مزخرف و خزعبل...


پ.ن: آقایی که مخالفت را به حرام خوری متهم می کنی؛ شاید آب حرامی که او خورده، بر نان حلال شما برتری داشته باشد:

ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود؛ نان حلال شیخ به آب حرام ما...




۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مهر ۹۵ ، ۱۴:۵۹
محمدرضا‍ حمیدی

سیاست چارواداری!

سه شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۵، ۰۲:۰۰ ق.ظ

سخنران شناخته شده ای چند روز پیش اعلام کرد که فلان درصد از جمعیت کشورهای غربی حرام زاده اند! حرفش مورد نقد قرار گرفت و ایشان هم طبق معمول عصبانی شده فرموده اند اگر کسی از این به بعد آن حرف را مسخره کند باید در اصل خودش شک کند؛ عباراتی که به نحو تلویحی اشاره دارد اگر کسی آن حرف را تمسخر کند، خودش هم...

فکر می کردم آیا بحران کارآمدی و سرپوش گذاشتن بر نقاط ضعف در این مملکت به جایی رسیده که برای اثبات اینکه پیشرفته هستیم باید به آمار بالای حلال زادگی در کشورمان بپردازیم و فکر می کردم این آقایون تریبون به دست که یکبار مخالفانشان را « دیوث» می خوانند؛ یکبار داستان جنسی در موردشان می نویسند؛ یکبار تهدید می کنند که اصل و نسبشان را زیر سوال می برند و... مگر از قانون هراسی ندارند که یکباره یادم آمد  شأن قانونگذار و سیاستمدار بالاتر از آنست که خودش هم به قانون عمل کند...

جناب آقای دکتر! نصف جمعیت این کشور به حرف شما خواهند خندید، حتی اگر راست باشد. اگر قرار است اصل و نسبشان را زیر سوال ببرید که همین افتخار حلال زادگی را هم از کشور می گیرید...

پ.ن: من هم معتقدم باید سیاه و سفید غرب را با هم روی دایره ریخت؛ اما این حرفها بیشتر بوی سرپوش گذاری بر ناکارآمدی های خودمان را دارد

پ.ن2: نقد فقهی این حرف که آیا غیر مسلمانهایی که از روشهایی مغایر با دین خودشان زاده می شوند را می توان حرام زاده خواند یا نه، بماند برای مجالی دیگر

 

 

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۵ ، ۰۲:۰۰
محمدرضا‍ حمیدی