پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

قرار بود کاملا فقهی باشد؛ اما کم کم سیاسی هم شد؛ با رویکرد انتقاد از روشهای غیر اخلاقی دسته های سیاسی.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «بحران بی آبی شیراز؛ پارتی بازی» ثبت شده است

جایی که یک بیمار روانی حاکم باشد

شنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۵، ۱۲:۰۳ ق.ظ

جمله ای هست در فیلم ارزشمند هابیت؛ آنجا که در مورد ویرانی دژ افسانه ­ای اربور صحبت می­ شود:

«جایی که یک بیمار روانی حاکم باشد، اتفاقات عجیبی می افتد»

شیراز امسال حالت بحرانی دارد؛ بی بارانی و برداشت فراوان از سفره­ های آب زیرزمینی، قطعا بحران شدید آب را امسال به دنبال خواهد داشت. حالا شاید بگوییم نباریدن باران ربطی به ما ندارد؛ شاید اصلاً کاملا بخواهیم با دیدی غیر دینی نگاه کنیم و عدم بارش باران را مرتبط با گناهان جامعه ندانیم؛ اما یک چیز را نمی شود نادیده گرفت. در جامعه­ ای که همه قبول دارند تا آشنا نداشته باشی، به جایی نمی رسی، بعد از مدتی فقط آشنایان با هم به مقام و مسئولیت می رسند و نه آشنایان با فوت و فن کار؛ این مسئله غیر قابل انکارست که در جامعه ی ما، داشتن پارتی خیلی مهم تر از داشتن تخصص و تعهد است. حالا یک بار دیگر به مسئله ی آب نگاه کنیم؛ سالهاست که کارشناسان آب ناله می زنند که فارس منطقه ی کشاورزی نیست؛ چاه های عمیق را باید پر کرد؛ کشت محصولاتی مانند خیار و گوجه باید ممنوع شود، سیستم تصفیه ی آب خیلی واجب تر از پارک های حاشیه ای هست و....

اما این کارشناسان نه خودشان به جایی رسیده اند و نه فریادشان؛ خیلی از پست ها در اختیار کسانی است که با داشتن پارتی، شغلی برای خودشان دست و پا کرده اند و از ترس از دست دادن مقامشان، هر منتقدی را متهم به دسیسه گری می کنند و اصلا گوششان خریدار حرف کارشناسان نیست؛ اینها حقیقتا روانی هستند اما حکمشان بر ما روان و زجرشان بر ما رواست! فقط طرح باغ شهر ها را در نظر بگیرید که چقدر آب گرانبها را از زیر زمین کشیدیم و به پای زیتون هایی ریختیم که ثمرشان، برای ما گسترش بیابان دارد و برای عده ای هم البته نان. سد های غیر اصولی زدیم، کشت غیر اصولی کردیم و حالا هم بحران بی آبی...

بی آبی بیش از آنکه ریشه در آسمان داشته باشد، ریشه در همین زمین و زمینیان دارد؛ جایی که دهها بیمار روانی مسئولیت ها را به عهده گرفته اند، اتفاقات عجیب نمی افتد؛ در چنین شهری هیچ اتفاق را نباید عجیب دانست...



پ ن: اصلا منکر وجود مسئولین دلسوز نیستم؛ اما قابل کتمان نیست که این روزها عزل و نصب ها بیشتر جناحی و حزبی هستند تا تخصصی و تعهدی!

پ.ن2: همچنان به پیروی از آن پیر خردمند، قائلم امید وجود دارد؛ باید چشم ها را باز کرد و تا دیرتر نشده، آستین همت را بالا زد و یا علی را گفت!

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ دی ۹۵ ، ۰۰:۰۳
محمدرضا‍ حمیدی