پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

قرار بود کاملا فقهی باشد؛ اما کم کم سیاسی هم شد؛ با رویکرد انتقاد از روشهای غیر اخلاقی دسته های سیاسی.

۴ مطلب در آذر ۱۳۹۵ ثبت شده است

نجاست سیاسی و سیاست نجاستی

پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۱۲ ب.ظ

نجاست سیاسی و سیاست نجاستی

در خبرها آمد که یکی از مسئولین لشکری، محصورین قضایای هشتاد هشت را « نجس سیاسی» خوانده که فقط با آب توبه در پیشگاه مردم و رهبری پاک می شوند. آن روز که آن خطیب و دانشمند بزرگوار اصطلاح « دیوث سیاسی» را به کار برد، نوشتم که بعد از این دشنام هایی از این دست بیشتر ساخته خواهد شد. به هر حال این رسم روزگارست که در نبردها، فرادستان، فرودستان را به دشنام   می­ کشند و فرودستان، فرادستان را به نفرین...

 من تحلیلی از ماجراهای هشتاد و هشت نمی­دهم، اما می دانم در کل اگر قرار به دشنام دادن باشد { که نباید باشد} کسانی که وضع فرهنگی و اقتصادی کشور را به این روزگار کشانده­اند بیشتر در خور دشنام هستند. مسلماً ماجرای هشتاد و هشت مقصرینی دارد و مجرمینی؛ اما امروز مسئله ­ی کشور چیست؟ بیست و چهار درصد خانوارهای ایرانی هیچ حقوق بگیری ندارند؛ بیکاری پشت بیکاری؛ فشار پشت فشار و...

کاری به این قضیه به طور خاص ندارم، اما در برابر این ناکارآمدی­ها، دوستان راه علاج را در دشنام دادن به متهمین ماجرای هشتاد و هشت و دمیدن در کوره ­ی آن  می­دانند و من این دشنام های را بیشتر بر یک « قصیده» حمل می کنم که به امید «صله» سروده می­شود...

دشنام دادن به ویژه به کسی که زبانی برای جواب ندارد- در راستای سیاست علوی نیست؛ من علی را این گونه نشناخته ام؛ اگر چنین موضع گیری هایی سیاسی باشد، در راستای سیاستی کثیف است: با دشمنت از هر راهی که می توانی، دشمنی کن...

 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ آذر ۹۵ ، ۲۳:۱۲
محمدرضا‍ حمیدی

میخ آخر بر تابوت متقاضیان جذب هیات علمی

پنجشنبه, ۴ آذر ۱۳۹۵، ۱۲:۴۸ ب.ظ

خبر دروغ نبود:

{ رئیس کمیته جذب شورای عالی انقلاب فرهنگی با توجه به اشباع شدن دانشگاه‌های دولتی در جذب هیات علمی، اظهار کرد: «امید این شورا در موضوع جذب هیات علمی در دو سال آینده به دانشگاه آزاد اسلامی خواهد بود تا متخصصان با کیفیت کشور را جذب کند}

این حرف میخ آخر بر تابوت متقاضیان جذب هیات علمی در دانشگاه های دولتی است. آن بیچاره هایی که نه در شمار بورسیه های غیر قانونی جای داشتند و نه پای در راه پارتی های آنچنانی گذاشتند. هشداری بود که سالهاست دانشجو ها با گوشت و خون احساس کردند اما مدعیانی که ادعا دارند در حال خون جگر خوردن به حال جوانان هستند، آن را به تمسخر می گرفتند؛ راست می گفتند؛ خون جگر می خورند همراه با کباب سلطانی...

همان وقت که درب دانشگاه ها را تبدیل به دروازه کردند، التماس کرذیم که نکنید این کار را؛ این همه فارغ التحصیل را می خواهید چه کنید؟ چند نفر در کشور باید فرق قصیده های منوچهری دامغانی با خاقانی را بدانند؟ چند نفر قرار است حقوق بخوانند؟ چند نفر قرار است کتابداری بلد باشند؛ اما کو گوش شنوا؟ دانشجو ها همراه گوشت قربانی بودند؛ قربانی سیاست بازی ها شدند؛ قربانی آن شدند که فلان دولتِ خانه خراب، می خواست کلاس بگذارد که ما چقدر ظرفیت دانشگاه را بالا بردیم؛ قربانی آن شدند که مسئولین، ناکارمدی نهادهای آموزشی و فرهنگی را در زیر نقاب رشد علمی - که حاصل مقالات معلوم الحال و فله ای شدن جذب دانشجو ها هم بود- بپوشانند و امروز با سربلندی اعلان شود دیگر ظرفیت جذب هیات علمی تمام شده است؛

همان موقع ما می دیدیم اساتیدی را که در 4 دانشگاه تدریس می کردند؛ اساتیدی که هم زمان 12 پایان نامه را راهنمایی می کردند و تا روز آخر هم نگاهی به پایان نامه نمی کردند و فقط ... . اگر همین حالا هم قانون می شد که هیچ استادی حق تدریس در بیش از یک دانشگاه ندارد و حق برداشتن بیش از 10 واحد ندارد و حق برداشتن بیش از یک راهنمایی پایان نامه ندارد، برای همه تا 10 سال دیگر هم کار بود. من از هر کسی این دغدغه را دارد صمیمانه می خواهم این مطلب را پخش کند. این داستان نباید پایان تلخ داشته باشد. مگر دانشجوها مسخره ی نهادهایی مثل وزارت علوم و دولت و... هستند؛ اول تشویق کردند و درب دانشگاه ها را باز کردند و حالا می گویند دیگر نیاز به استخدام نداریم. پس بیجا کردید ظرفیت ها را بالا بردید؛ بیجا کردید در هر خراب شده ای چند شعبه دانشگاه زدید.

 من خیلی نگرانی شخصی ندارم، دست فروشی را به علم فروشی و آدم فروشی و استخدام شدن با پول و پارتی ترجیح می دهم؛ اما در حد توانم نمی گذارم این داستان، این گونه تمام شود...

 

 

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ آذر ۹۵ ، ۱۲:۴۸
محمدرضا‍ حمیدی

مطهری و حاشیه های ناتمام

چهارشنبه, ۳ آذر ۱۳۹۵، ۱۱:۰۵ ب.ظ

بدون تردید، علی مطهری خبرساز ترین نماینده ی مجلس در سالهای اخیر بوده است؛ طرفدارای پر و پا قرصی دارد و مخالفان دو آتشه ای. عده ای او را بی ریا ترین سیاست مدار می دانند و برخی نیز وی را ساده لوح و غیر بصیر دانسته و اخیرا نیز یک روحانی حکم به نجاست ایشان کرده است. مدتهاست دوست داشتم مطلبی را پیرامون حاشیه های تمام نشدنی نامبرده بنویسم. مطهری بیش از آنکه یک فرد باشد، یک جریان و یک جریان ساز است. خیلی می شود در مورد این قضیه نوشت. در اینجا صرفاً به سه مورد جنجالی می پردازیم و بحث اصلی اش بماند برای مجالی دیگر. شاید کمی طولانی اما سعی می کنم منصفانه باشد.

اول دو مقدمه:

الف اصلا نیازی نیست آدم ها را سیاه و سفید کنیم و بعد با زحمت فراوان بخواهیم درستی ها و نادرستی هایشان را توجیه کنیم؛ آدم ها اکثرا خاکستری اند؛ نقاط قوتی دارند و نقاط ضعفی و حب و بغض نباید مانع از دیدن این نقطه ها شود

ب: ذات حقیقی هر انسانی را فقط و فقط خدا می داند و ما در مورد آن قضاوتی نمی کنیم؛ آنچه از ظاهر امر بر می آید را می شود به عنوان یک احتمال قوی یا ضعیف مطرح کرد.

شاید جنجال های علی مطهری از جایی شروع شد که صریحاً اعلام کرد در مورد وقایع سال 88، تحلیلی متفاوت با تحلیل رهبری دارد و حتی در یک جلسه نیمه خصوصی، این مسئله را با خود رهبری نیز در میان گذاشته بود. اینکه فردی تحلیلی غیر از تحلیل رهبری داشته باشد نه جرم است و نه گناه؛ و اینکه صراحتاً آن را بیان کند یا نشانه ی عدم نفاق است یا نشانه ی بستن شمشیر از رو. در این مورد نمی توان قضاوت یقینی کرد اما به نظرم نباید کاری کنیم که افراد از ارائه ی تحلیلی متفاوت و حتی متعارض با تحلیل رهبری ترسان شوند. برجام را نگاه کنیم: بدون شک اصل مذاکره و ماحصل آن مورد رضایت رهبری نبوده و در کلام ایشان بارها به این قضیه اشاره شده است؛ در عین حال دولتمردان می هراسند که اعلام کنند تحلیلی متفاوت با تحلیل رهبری در امور اقتصای و سیاسی دارند؛ این روند موجب می شود که فلان مقام دولتی در کمال ناباوری اعلام کند که « برجام در راستای اقتصاد مقاومتی بوده است» من اصلاً کاری ندارم که اقتصاد مقاومتی یک ایده ی درست هست یا نه؟ اما چنین ادعایی که برجام در راستای اقتصاد مقاومتی بوده،  موجب خنده ی مرغ بریان می شود. قطعاً آنچه که رهبری اقتصاد مقاومتی می نامد، با برجام سازگاری ندارد. چه خوب بود راحت مسئولین اعلام می کردند که بله؛ ما تحلیلی مغایر با تحلیل رهبری داریم. این جمله شاید تلخ باشد اما بهتر از جملات متملقانه و چاپلوسانه و دو رویانه است. به علاوه نوعی ادبیات «خاله زنکی» در میان مسئولین رواج می گیرد که به جای بحث علمی و مستقیم، به هم متلک می اندازند. اگر می خواهیم این روند تمام شود، چاره از جز قبول کردن حق اظهار نظر کردن نداریم؛ حتا اگر آن اظهار نظر بر خلاف تحلیل های رهبری باشد

عده ای مطهری را به تغییر موضع و گل به خودی متهم می کنند؛ می گویند زمانی از احمدینژاد تعریف کرد و به اصلاحطلب ها حمله کرد و حالا در سنگر اصلاحات ایستاده و به احمدینژاد حمله می کند. این حرف در کل صحیح است اما چه ایرادی دارد؟ چه ایرادی دارد فردی نظرش را تغییر دهد؟ آنچه عیب است اینست که انسان حتی وقتی بفهمد موضعش غلط بوده، همچنان بر سر آن موضع غلط بایستد. صرف اینکه فردی در ظول چند سال تغییر موضع بدهد اصلاً چیز بدی نیست. انسان وظیفه دارد خوب بیندیشد و به نتیجه ای که می رسد، عمل کند؛ خواه مطابق با نظر قبلی اش باشد، خواه نباشد.

اما حرف آخر علی مطهری در مورد امکان حضور امام در کنسرت و... جدای از اینکه در مقام شوخی بوده یا نبوده و جدای از اینکه شوخی های اینچنینی صحیح است یا نه، کار نابخردانه ای بود. اگر این روند شروع شود که هر کس حدس بزند اگر امام معصوم در حال حاضر زنده بود چه کاری میکرد؟ سنگ روی سنگ بند نمی شود. یک نفر می گوید اگر امام معصوم زنده بود، در موسسه ی فلان سرمایه گذاری می کرد؛ یک نفر بگوید اگر امام معصوم زنده بود، به فلان کاندید رای می داد و... . بهتر است اصلا باب این قضیه گشوده نشود. اصلاً قرار دادن نام امام معصوم در کنار کنسرت- با هر توجیهی که باشد- کار نادرست و قبیحی می نماید

البته اینکه کار را به ارتداد و نجاست و مانند آن هم بکشیم افراط است. حافظ را نگاه کنیم:

آن تلخ وش که صوفی، ام الخبائثش خواند؛ اشهی لنا و احلی، من قبله عذارا...

می گوید شرابی که صوفی به آن ام الخبائث می گوید برای ما چنین و چنان است؛ اما چه کسی شراب را ام الخبائث خوانده؟ پیامبر اکرم(ص).

یکبار هم شاعری در حضور رهبری شعری خواند در مورد حرم امام رضا و اینکه امام رضا به او گفته حق دزدیدن چند کفتر را دارد و اصلاً بعدش می خواهد گنبد را بدزد و در انتها هم گفت که من گنبد نمی خواهم و چند سال است که در حرم امام رضا منتظر گرفتن یک ژتون غذاست و....

اصلا ادعا نمی کنم که این شعر مثل حرف آقای مطهری است؛ اما در کل زبان شوخی غیر از زیان رسمی است. همین ادعا ها را اگر کسی با زبان جدی بگوید، به امام معصوم دروغ بسته و مثلاً روزه اش هم باطل می شود و حتی می تواند تمسخر هم به حساب آید. حرف مطهری نادرست بوده اما موجب ارتداد نمی شود. فکر می کنم حالا که خود مطهری نیز به نادرست بودن این سخن اعتراف کرده، بهتر است به این ماجرا دامن نزد.

ادامه دارد...

 

 

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ آذر ۹۵ ، ۲۳:۰۵
محمدرضا‍ حمیدی

پای کمیاب ترین نارون روی زمین...

سه شنبه, ۲ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۳۹ ب.ظ

امروز بر حسب اتفاق یک مقاله در فقه و حقوق دیدم که در حد یک انشای نسبتاً ضعیف دبیرستانی بود؛ حتی در سطر اولش هم غلط املایی داشت و اصلاً مقاله ربطی به عنوان نداشت و عنوانش هم ربطی به بیان مسئله نداشت و قس علی هذا!

دنبال اسم نویسنده و مدرکش را گرفتم؛ دیدم دکترای حقوق دارند از دانشگاه...

جالب بود؛ این دانشگاه به عنوان زیباترین دانشگاه های خاورمیانه شناخته شده است. یک محوطه ی ویلایی و بسیار زیبا و البته که غیر انتفاعی و مخصوص از ما بهتران!

بعد فکر کردم نباید حرص خورد؛ چنین دانشگاهی که جای فقه و حقوق و اصول خواندن نیست. اصلاً کسی که در چنین محوطه ای بنشیند و به تفاوت «عقود خیاری» و « ایقاع» فکر کند، روانی است!

به قول سهراب سپهری:

من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد؛

وقتی از پنجره می بینم حوری...

پای کمیاب ترین نارون روی زمین

فقه می خواند!!!!

پ.ن:  دلم گرفت که در دانشکده ای که خودم هستم، عده ای با وجود نداشتن سایت و عدم دسترسی به مجلات و ... دنبال مقاله نوشتن هستند؛ و در چنین دانشگاههایی یک عده هر مزخرفاتی را به اسم مقاله چاپ می کنند. البته که هزینه ی مالی هم دارد و البته که چنین هزینه هایی، پول یک روز آنها هم نیست.

پ.ن2 : بی هیچ تردیدی مطمئنم روزی نظریه پردازان بزرگی در فقه و حقوق، از همین دانشکده های کم امکانات برخواهند خاست. اما از دانشکده های زیبای خاورمیانه، نهایتا یک هیات وزرا در خواهد آمد!!


 


 

 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ آذر ۹۵ ، ۲۱:۳۹
محمدرضا‍ حمیدی