پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

پلکان

برای علاقه مندان به فقه و حقوق

قرار بود کاملا فقهی باشد؛ اما کم کم سیاسی هم شد؛ با رویکرد انتقاد از روشهای غیر اخلاقی دسته های سیاسی.

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۳ مطلب در شهریور ۱۳۹۶ ثبت شده است

فصلی برای کوچ پرستوها

جمعه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۰۳ ق.ظ

آدمیان را همواره سودای سفر در زمان بوده است؛ سفر به گذشته ها و نیامده ها. شاید اما کمتر اندیشیده ایم که ما در یک قطار، همسفر گذشتگان و آیندگان هستیم؛ کودکانی که متعلق به دهه ای بعد هستند و پیرانی که به دهه های قبل تعلق دارند و ما که به آنها تعلق خاطر داریم. ما سفر در سفینه ی خاکی را از یک جا آغاز نکردیم؛ در یک جا هم به پایان نمی بریم؛ اما همسفریم. در یک کوپه. در یک قطار.

مخاطبم نسل دهه ی شصت و حومه هست. مایی که مادربزرگان و پدر بزرگانی اگر داریم، در سالمندی اند و یا تنها تکه سنگی و خاطراتی از آنها برایمان مانده است. و اندک اندک و به رغم ناباوری و دلخوشی ما، گرد پیری بر سر پدران و مادرمان هم نشستن می گیرد و کم کم تارهای سفید را در میان موهای سیاه خودمان هم می بینیم...

پاییز آدم را به یاد این ماجرا می اندازد؛ درختانی و گیاهانی که با هم همسفر بودند. با هم به خواب می روند و بی هم از خواب بیدار می شوند. پاییز، فصل کوچیدن پرستوها، گیاهان، درختان و آدمیان است؛ و آدم مگر جز در پاییز می میرد؟ حالا یا پاییز طبیعت، یا پاییز عمر و یا هر دو با هم.

ریشه های سترگ و بزرگ ما که ریشه در زمان و زمین کهن دارند، اندک اندک دل از خاک بر می گیرند و تن به خاک وامی نهند. کوچ بی بازگشت از کوچه باغ های زندگی شروع شده است. اندک اندک در جدال زندگی و مرگ، پیرانمان با گیسوی سپید به نشانه ی تسلیم- پرچم زندگی را بر زمین می گذارند. می شود. شیشه ی عمر می شکند و چهارچوب ها در هم میریزد؛ تنها عکسی پشت شیشه ای در چهارچوب قاب عکس باقی می ماند. اینها فال بد زدن نیست؛ حقایقیست که می شود به چشم انکار نگریست و زمانی بعد در تلخی شان به تلخی گریست. پاییز فصلی برای سر زدن به مسافران زمان- پدربزرگان و مادربزرگان- است؛ کسی نمی داند بعد از این تونل سرد و زرد و تاریک، کدامیک از مسافران هنوز بیدارند...

  با مهر می رسی؛ اما نگفته ای. در پشت مهرماه خود آذر نهفته ای. پاییز! با برگ های سبز چه کردی...


tashir@

 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ شهریور ۹۶ ، ۱۱:۰۳
محمدرضا‍ حمیدی

قربانی ها

جمعه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۴۷ ق.ظ

« سمع ایل» یعنی خدا شنید! خدا دعای پدر و مادر را شنید و فرزندی به آنان عطا کرد. فرزند ابراهیم که بزرگ زاده بود تا قربانگاه رفت؛ اگر چه قربانی شدنش اتفاق نیفتاد اما ابراهیم آنچه را باید قربانی می کرد، قربانی کرد...

«حسین» فرزند صالح امیر مومنان و حضرت زهراست. به قرانگاه رفت و قربانی شد؛ خواهرش جز زیبایی ندید و دعا کرد که این قربانی، پذیرفته شود. حسین هم قربانی شد و هم قربانی داشت؛ شبیه ترین افراد به پیامبر را به قربانگاه فرستاد و ناظر قربانی شدنش بود...

...

فرزند آقای فلانی هم رتبه اول بوده و ژن خوبی هم دارد! پدرش هم بر سفره ی انقلاب نشسته است. من نمی گویم برود سوریه؛ نمی گویم برود لبنان؛ اما آیا حاضر است پا به پای جوانان این کشور که مرزداری می دهند و در لباس خدمت، مظلومانه «قربانی» می شوند یک شب «پُست» بدهد؟ خیر. ایشان باید «پست» بگیرد و «قربان» بشود. قربانی شدن برای کسانی است که ژن خوب ندارند و رتبه اول هم نبوده اند. ای دنیای پَست... .

آقا زاده های کاخ نشین دارند «قربان» می شوند و کم کم خودشان هم یک پارچه آقا می شوند؛ و کوخ نشینان دارند قربانی می شوند. استخوان های قربانیان گمنام را هنوز می آورند؛ بدن های بی سر قربانیان را می آورند. حتی قربانیان دزدی ها و اهمال کاری مسئولان را هر روز از بین لاستیک ها و آسفالت های خیابان بیرون میکشند. قربانیان بی تدبیری ها را می شود در کنار پیاده روها دید. قربانیان فرهنگ بی صاحبمان « آتنا» و«بنیتا» و هزاران نفر دیگر هستند. آیا در میان این قربانیان، یکی از فرزندان «قربان» ها وجود دارند؟ نه قربان!

این عید را نه چنین مسئولانی حق دارند تبریک بگویند؛ نه ما حق داریم به آنها تبریک بگوییم؛ آخر کجای دنیا، قربانی به قربانی کننده تبریک می گوید؟ این عید فقط بر کسانی مبارک هست که چند روز بعد در زیر تابوت فرزندشان زمزمه می کنند

«اللهم تقبل منا هذا القربان»...

 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۴۷
محمدرضا‍ حمیدی

اصلاح امور یا اصلاح آمار؟

شنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۶، ۱۰:۳۸ ب.ظ

اصلاح امور یا اصلاح آمار؟

 

امروز رهبر انقلاب در دیدار با هیات دولت، سخنی بر زبان آورد که آتش زیر خاکستر مانده ی دل خیلی ها را دوباره برافروخت. برآیند آن سخن این بود: « طبق آمارها، امور دارد درست میشود اما در میدان واقع، چیزی اتفاق نمی افتد و این یعنی یک جای کار ایراد دارد

ذهنم می دود به مدت ها پیش. این حرف را جایی زده بودم، مثالش را هم گفته بودم و همان جا هم گفته بودم که ایرادِ کار کجاست. فقط یک مثال ساده اش این است: اگر دانشجویی در یک درس 2 بگیرد و دانشجوی دیگر 19 بگیرد و در آزمون بعدی، دانشجوی اولی 3 بگیرد و دانشجوی دومی 1875، اینجا می توان به زبان آمار گفت که دانشجوی اولی 50 درصد رشد مثبت داشته و دانشجوی دومی، بیست صدم  رشد منفی داشته است. به همین سادگی می شود به جای اصلاح امور، به اصلاح «آمار» پرداخت...

در طول 4 دولت گذشته، طبق همین آمار مزخرف بود که ما دارای رشد علمی جهانی شدیم! طبق همین آمار مزخرف بود که ما در ایجاد اشتغال خیلی موفق بودیم! طبق همین آمارهای مزخرف بود که به نحو اعجاز گونه ای فقر زدایی کردیم و هی هم پز دادیم و این آش شور را شورتر کردیم...

آیا من خیلی می فهمم که چند سال پیش این را می گفتم و مسخره می شدم؟ هرگز

آیا این مسئله خیلی سخت است که تا به حال حل نشده باقی مانده است؟ بعید می دانم.

واقعیت این است که سالهاست مسئولین ما فهمیده اند که اصلاح آمار، خیلی راحت تر از اصلاح امورست. و سالهاست که اخلاق در سیاست جای خودش را به مغلطه داده است. و سالهاست که ...

 

شاید بیانات امروز رهبری، نقطه ی شروع خوبی برای نقد این جریان باشد. حداقل دیگر محکوم به سیاه نمایی و نفهمی نمی شویم.

 

پ.ن: «مردم فهمیده بودند هر سال آمار بهتر می شود اما معیشت شان سخت تر از سال پیش است»{ جورج اورول، 1984}

@tashir

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۴ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۳۸
محمدرضا‍ حمیدی